حرمت اين ماهها . وقولي آن است كه : رجب را ، از اين ماههاى حرام ، براي آن اصمّ خوانند كه در أو آواز سلاح نشنيدندى . در جاهليّت چندين حرمت بود اين ماهها را ، وچون اسلام آمد اين ماهها را جز حرمت وفضيلت نيفزود ، وعلى الخصوص ماه رجب كه حق تعالى از ماههاى اين چهار ماه برگزيد ، واز چهار ماه ، ماه رجب برگزيد . وأبو سعيد خدري روايت كرد از رسول عليه السلام كه گفت : « الا انّ رجبا شهر الله الاصمّ ، وانّما سمّي الاصمّ لانفراده من الأشهر الحرم . . . .
ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
، أي الحساب المستقيم . « دين » به معاني مختلف آمد ، از وجوه أو يكى : حساب است ومنه قوله عليه السلام : « الكيّس من دان نفسه وعمل لما بعد الموت » أي حاسب نفسه ، أي عجب ، عدد ماهها كه صلاح معاش تو به أو متعلّق است ، خداى تعالى با تو نگذاشت گفت : عند الله في كتاب الله ، عدد امامان كه صلاح معاد ودين تو با اوست با تو گذارد ؟ اگر اين عدد كه عدد شهور است ، من عند الله وفي كتاب الله است عدد آن ماههاى دين أولى واحرى كه از نزديك أو باشد ودر كتاب أو باشد آنچه اين عدد است ومثل اين عدد است وبه منزلت از امامت فروتر است ، از نزديك اوست عدد نقيبان بني إسرائيل مفوّض به بعث اوست :
وَبَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً
« 1 » ، واگر چشمههاى آب بود كه بر دست موسى عليه السلام ظاهر شد ،
فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً
« 2 » ، به فرمان أو وخرق عادت از جهت أو . واگر نجات موسى وقومش را راههاى دريا بود ، هم دوازده از لطيف صنع أو وكمال فضل أو آنچه نجات وخلاص بهترين امّت به آن باشد وصلاح معاد ومعاش به أو منوط بود ، همانا با رأى تو نگذارند تا آن بر تو باشد واز كتاب تو خوانند آنچه براي تو باشد نه براي تو باشد به صلاحديد من باشد . اين دوازده ماه ، از أو چهار حرام كرد . از اين دوازده امام ، چهار را به يك نام برآورد . چنان كه آن را نام در حرامى يكى است . وذلك قوله عليه السلام :
« الأئمّة من بعدي اثنا عشر أوّلهم عليّ ، ورابعهم عليّ ، وثامنهم عليّ ، وعاشرهم عليّ ، وآخرهم مهديّ » . گفت : امامان از پس من دوازدهاند ؛ اوّلشان : على ، وأو مرتضى است . وچهارمشان : على ، وآن سيّد عباد واصفياست . وهشتمشان : على ، وآن علىّ بن موسى الرّضا است . ودهمشان : علىّ بن محمّد التقى كه أو زين اتقياست . وآخرشان مهدى ، كه
هامش
( 1 ) . المائدة ( 5 ) : 12 .
( 2 ) . البقرة ( 2 ) : 60 .