بازپسين خلفاست . چون عدد تمام كردى اطلاق كن وبر خوان و :
ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
؛ اين دين قويم وصراط مستقيم است . . . .
قوله تعالى :
إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ
أبو جعفر وابن فرج عن البزّى خواندند : انّما النّسيّ بالتّشديد ، بىهمزه ، قلب همز كرد « با » « يا » ، پس ادغام كرد « يا » در « يا » . وباقي قرّاء ، به همز خواندند . وبر هر دو قراءت وزن أو فعيل باشد ، وروا باشد كه مصدر بود ، كالحريق والسعير ، واين اسم مصدر بود . وگفتند : فعيل است به معنى مفعول ، كالجريح والقتيل ، اى الشّهر المؤخّر . شبلى روايت كرد از اين كثير : « نسي » على وزن « تسع » ، ونسأ ، تأخير باشد ، يقال : نسأت الإبل عن الحوض ونسأتها عن ظمئها يوما أو يومين ، إذا اخّرتها ، أنسؤها نسأ ، ويقال : نسأ الله في اجله وانسأ الله اجله ، ومنه : النّسيئة لما يؤخّر ثمنها ، ومنه المنسأة : العصا ؛ لأنّ بها تؤخّر . قال الله تعالى :
تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ
« 1 » .
امّا معنى نسىء وابتداى أو ، علما در أو چند قول گفتند ؛ قتادة گفت : در جاهليّت جماعتى كفّار در ماه حرام زيادتى كردند ، يك سال منادى در موسم ندا كردى كه : خدايان شما محرّم را حرام كردند ، حرام داريد آن را . ودگر سال ندا كردى كه خدايان شما صفر را حرام كردند ، حرام داريد آن را ، وآن را صفرين خواندندى . وجماعتى علما ومفسّران گفتند بألفاظ مختلفة ومعان متّفقه كه : عرب اين چهار ماه حرام داشتند از عهد إبراهيم وإسماعيل عليهما السلام وكار عرب ، حرب وغارت بودى ، سخت مىآمد بر ايشان كه سه ماه پيوسته امساك كنند از حرب وغارت ، گفتند : ما را كار اين است وما به توالى اين ماههاى پياپى رنجور مىشويم ونخواستند كه استحلال كنند ، به يك بار نسىء كردند ، اعني تأخير كردند ماه حرام را از محرّم با صفر ، تا مدّتى بر اين بودند كه : صفر حرام مىداشتند ومحرّم حلال ، وآن را أحد الصفرين خواندند . وبعضي أهل تأويل قول رسول را عليه السلام كه گفت : « لا صفر » بر اين تفسير داد ، آنگه ايشان را حاجت افتاد كه از صفر تأخير كردند تا ربيع ، واز آن ماه نيز تأخير كردند تا بر دوازده ماه بگرديدند ، تا چون اسلام در آمد به حسابي كه ايشان نهاده بودند كه هر سال يك ماه تأخير كردندى ماه حرام با محرّم افتاده بود ، واين از پس روزگار دراز بود .
هامش
( 1 ) . سبأ ( 34 ) : 14 .