5 . سيد فخر الدين جزائرى دربارهء حج سال 1340 مىنويسد :
شب اوّل ماه براي استهلال روى كوه أبو قبيس رفتيم وماه ديده شد وپس از آن ، شيعه وسنّى دسته دسته نزد حاكم مكّه مىآمدند وشهادت مىدادند . بحمد الله [ اوّل ماه ] ثابت شد واختلاف بين شيعه وسنّى در اين خصوص پيدا نشد وأغلب سألها اين اختلاف مايهء زحمت حجّاج مىشود . « 1 »
6 . شيخ آقا بزرگ تهرانى در زندگىنامهء خود نوشت خويش به عربى ، دربارهء حج سال 1377 گويد :
در مدينه ، در باغ أسعد امر الله ، در شب چهار شنبه منزل كرديم . چهار شنبه در تقويمهاى إيراني ، آخر ذىقعده ودر تقويم سعودى اوّل ذي حجه بود . گروهى از حجّاج وغير آنها شهادت به رؤيت هلال دادند وظن غالب به راستگويى واشتباه نكردن چشم آنها حاصل شد ؛ از آن رو كه شب پنج شنبه ماه بسيار بلند بود ومعلوم شد شب چهار شنبه قابل رؤيت بوده است . من شب پنج شنبه ، پس از اينكه در باغ مزبور ، نماز مغرب ونوافلش وسپس عشا را خواندم وحدود يك ساعت از شب گذشته بود ، هنگامى كه براي جستجوى هلال در وسط خانه در جايى بلند نشسته بودم ، ماه را ديدم . سپس نقل كردند كه هلال حدود يك ساعت ونيم از شب گذشته غروب كرده است . از اينجا اطمينان پيدا كرديم كه شب چهار شنبه شب اوّل ماه بوده است - هر چند رؤيت شرعا ثابت نشد ، چون تعداد شهود به قدرى نبود كه به حد شياع واستفاضه برسد - از اين رو ، با سعوديها موافقت كرديم وروز پنج شنبه را عرفه وروز جمعه را عيد دانستيم . « 2 »
ب ) راهحلها وتلاشها براي رفع اين مشكل
چنان كه گذشت ، در صورت اختلاف ميان شيعه وسنّى در ثبوت هلال ذي حجه در مكّه - أعم از عدم ثبوت نزد شيعه ، مطابق نظر وحكم قاضى أهل سنّت يا علم به خلاف آن - شيعيان مصرّ بودند كه طبق نظر خود در ثبوت هلال وقوف عرفه ومناسك بعدى را انجام
هامش
( 1 ) . سفرنامهء جزائرى ، ص 40 ، به نقل از مقالهء « حجگزارى ايرانيان در دورهء قاجار » .
( 2 ) . ميراث حديث شيعه ، ج 1 ، ص 421 و 422 ، « زندگىنامهء خود نوشت شيخ آقا بزرگ تهرانى » .