يكى از آقايان علما ، به نام بحر العلوم به ملاقاة حضرت آية الله آمده ، اظهار نمودند كه دو نفر از شيعيان ، كه يكى از آنها از اهالى كويت است وهر دو مورد اطمينان ايشاناند ، شهادت به رؤيت هلال در شب جمعه 31 مرداد دادهاند . آقاى شمس قناتآبادى هم شهادت دادند كه شب جمعهء مزبور ، در موقعى كه از شميران به تهران مىآمدند ، بدون هيچ زحمتى ماه را ديدهاند . آقاى عباس ناجى ، داماد آية الله هم كه در آن شب همراه آقاى قناتآبادى بود ، اين شهادت را تأييد نمود واز مجموع اين شهادات نزد حضرت آية الله رؤيت هلال ذي حجه در شب جمعه 31 مرداد ثابت گرديد واختلاف دو روز به يك روز مبدّل شد وچون با اختلاف أفق ، اختلاف يك روز امر عادى است ، رؤيت هلال در حجاز در شب پنج شنبه ، سىام مرداد ، جزو أمور محتمله درآمد وچون علم به خلاف آن نداشتند ؛ يعنى نمىتوانستند قطع داشته باشند كه ادعاى رؤيت اهالى اينجا بر خلاف حقيقت است ، مطابق موازين فقهى حكم به متابعت دادند ، به خصوص كه بعضي از اجلهء فقهاى شيعه حتى با علم به خلاف هم ، امر به متابعت از جماعت كردهاند .
اين بود كه أكثر حجّاج إيراني ، مطابق دستور حضرت آية الله وعدهاى از حضرات علما كه به حجّ مشرف شده بودند ، روز جمعه [ را ] نهم ذي حجه گرفته ، با سايرين در عرفات وقوف نمودند . ولى باز عدهاى عمل به احتياط نموده ، شب بعد به مشعر رفتند ومأموران شهربانى آنها را مجبور به مراجعت نموده ، به آنها توهين كردند .
. . . مجلهء المصوّر ، از انتشارات « دار الهلال » مصر در اين باب شرحي اغراقآميز نوشته است كه بعضي قسمتهاى آن كاملا مخالف با حقيقت است ( قطعه روزنامه وترجمهء آن براي مزيد استحضار به ضميمه تقديم مىگردد ) .
به طورى كه عرض شد ، تقاضاى حضرت آية الله كه صورت محرمانگى كامل داشت ومعلوم نيست به چه علّتى مأمورين محلّى خبر آن را - ولو اينكه مجله جريان را مطابق با واقع ننوشته است - به مجلهء مزبور دادهاند ؟ ! اجازهء وقوف جداگانه براي ايرانيان نبود ، پاسخ أمير هم مطابق شرحي بود كه به عرض رسيد واظهاراتى كه مجله به أمير نسبت داده است ، داير بر اينكه : « دولت سعودى به هيچ وجه اجازه نمىدهد يكى از مسلمانان بدين كشور بيايد وقانوني غير از قانون معمول در اين كشور را بر حكومت محلى تحميل نمايد ودولت به كاشاني وديگران
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة مقدمه 131
مساهمون: رضا مختاري
صمقدمه ١٣١