تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة مقدمه 136

مساهمون:

صمقدمه ١٣٦
هيأت مديرهء اتحادية را براي تعيين وقت به سفارتخانهء سعودى اعزام نمودم تا يك ملاقاة خصوصي با وزير مختار حجاز به عمل آيد . . . . . . . سپس گفتم : چيزى كه در اعمال حج بسيار مؤثر است وبراي شيعه يك امر مهم مىباشد ، قضيهء رؤيت هلال است ؛ زيرا در مكّه پس از فتواى « 1 » محكمهء شرعيه ، دولت سعودى همه را مجبور مىكند كه از فتواى محكمه تبعيت نمايند وهر روزى را كه محكمه معين نموده است ، آن روز را اوّل ماه قرار دهند . چه ضررى دارد كه يك نفر از علماى شيعه در آن محكمه حاضر وهنگام شهادت شهود أو نيز حضور داشته باشد كه موقع فتوا با هم فتوا دهند تا اختلافى توليد نشود ؟ آقاى حمزه غوث در جواب اين پيشنهاد گفت كه اين عمل غير ممكن است ؛ زيرا مداخله در اين عمل ، مداخله به أمور داخلي كشور محسوب مىشود ومحال است كه يك چنين عملي انجام بگيرد . علاوة ، اگر شما كشور سعودى را كشور اسلامى مىدانيد بايد تابع مقررات آن بشويد ؛ چنانكه من فعلا در إيران مقيم هستم وآن را كشور اسلامى مىدانم ، فردا ماه مبارك رمضان است . دولت اعلام خواهد داشت كه فلان روز اوّل ماه مبارك رمضان است ، بر من واجب است كه از آن تبعيت نموده وهمان روز را روزه بگيرم ، اگر چه از حجاز تلگرافى دريابم كه آن روز اوّل ماه نيست . آيا من مىتوانم به دولت تكليف كنم كه چون فتوا دهندهء شما شيعي است اجازه بدهيد يك نفر از أهل فتواى سنّى در محكمهء شرعيه حاضر وبه شهادت شهود گوش دهد . . . ؟ گفتم : ما كشور سعودى را كشور اسلامى مىدانيم ، حرف در مستند فتواست ، من خودم در سال 1350 عازم مكّه بودم ، شبى ميان مكّه ومدينه به مناسبت احتمال شب اوّل ماه ذي الحجة الحرام بودن ، ميان بيابان تمامى حجّاج از اتومبيل‌ها پياده شده واستهلال نمودند واحدى ماه را نديد ! چيزى كه مايهء بدگمانى اين جانب شد ، آن بود كه يك نفر حمله‌دار كه يك چشم هم نداشت پهلوى خود من ايستاده واستهلال نمود ودر نتيجة گفت كه ماه پيدا نيست وچون به مكّه رسيديم يكى از شهود همين حمله‌دار بود وروى شهادت يك چنين شهودي فتوا داده مىشود ! از اين رو ، اگر يك نفر عالم شيعه در
هامش
( 1 ) . روشن است كه مراد « حكم » است نه فتوا . در اين گزارش حاج سراج ، حدود ده بار كلمهء « فتوا » به كار رفته كه در همهء آنها از آن « حكم » اراده شده است .