6 . اين اختلاف در سال 1297 نيز به وقوع پيوست . گزارش شده است :
شب جمعه هشتم ذي حجه در ميان حضرات أهل تسنّن شهرت يافته كه امشب عرفه است ، همه بحمد الله كوچيدند ، رفتند به منا « 1 » .
اين امر سبب خوشحالى زائران إيراني شد ، چون آن شب را به خلوتى در مسجد الحرام گذراندند و « به كأم دل حجر را بوسيدند » « 2 » .
حسام السلطنة نيز به همين مناسبت در همان سال مىنويسد :
سه شنبه پنجم . . . جناب شيخ الحرمين شريف عبد المطلب با والى پاشا آمدند . . . به صحبت مشغول شديم ودر خصوص رؤيت هلال وغرّهء ماه سخن به ميان آورديم . . . از جوابهاى جناب شريف معلوم شد در غرّه بودن روز پنج شنبه احتجاجى جز لجاج ندارند . ما هم چون حال أو را چنين ديديم ، چندان وقعى نگذاشتيم . . . .
چهار شنبه ششم . . . به ديدن حاجى ميرزا حبيب الله مجتهد رشتى . . . رفتم . . . در باب رؤيت هلال وغرّهء ماه نيز با ايشان صحبت داشتيم . بر جناب معزّى اليه نيز ثابت نشده بود كه در چهار شنبه هلال ديده شده ، حتى حجاج إيراني وشامي ومصرى نيز كه از راه بحر وجبل آمده بودند در روز چهار شنبه هلال را نديده بودند .
پنج شنبه هفتم . . . عبد الرحمن ، أمير حاج جبل نيز به ديدن آمد . . . از أو هم در باب رؤيت هلال سؤال كرديم . جواب داد : هر قدر در بين راه استهلال كرديم در روز چهار شنبه گذشته هلال ديده نشد ؛ چون امروز به حساب سنّيها روز هشتم ماه وروز ترويه است وبايد امروز به جانب منى وعرفات حركت نمايند ، وبه حساب أهل تشيّع روز هفتم است نه روز ترويه وبايست فردا از شهر مكة حركت نمايند ، لهذا به حاجى محمّد مخرّج قدغن كردم به حملهداران إيراني بسپارد امروز حركت نكرده ، فردا مستعدّ حركت باشند . . . .
أكثر أهل تشيّع نيز متابعت ما را نموده ، خارج نشدند . محمّد خان قونسول به حرف حملهداران احتياطى از اين مخالفت داشت كه بعضي مفاسد واقع خواهد شد . . .
هامش
( 1 ) . سفرنامهء دختر فرهاد ميرزا ، ص 282 ، چاپ شده در ميراث اسلامى إيران ، دفتر پنجم .
( 2 ) . سفرنامهء دختر فرهاد ميرزا ، ص 282 .