از آن در أطراف مكّه ماند تا سال بعد خود را به قيافهاى ديگر در آورد وحج گزارد .
فاضل ديگرى هم به نام مولى زين العابدين [ كاشاني ] از آنان پيروى نكرد ، أو را كشتند « 1 » .
. . . همين زمان عالم فاضلى به نام شاه فضل الله در كاشان بود گفت : فرزند محمّد باقر خراساني كه فقيهى فاضل است ، در همين سال به حج رفت وبازگشت . از ظاهر سفر أو بر مىآيد كه حج را صحيح مىدانسته است . من نامهاى به أو نوشتم واز كيفيت حج سؤال كردم . به من - شاه فضل الله - نوشت : حج باطل است . بدو نوشتم : چرا شما برگشتيد ؟ نوشت : حج من حج واجب نبود . من حج واجبم را سألها پيش انجام دادم ، اين حج مستحب بود . من با عمرهء مفرده خود را محل كردم وبازگشتم .
. . . يكى از علماى كاشان به نام مولى هادي اين قبيل حج را صحيح واز حجة الاسلام مجزى مىدانست . يك بار ديگر هم همين حادثه اتفاق افتاد : سيد فاضلى به نام مير عبد الغنى در مكّه با جماعتى ساكن بود . اعرابى كه حج نيابى انجام مىدادند نتوانسته بودند حج خود را به موقع به جا آورند . از اين رو مردم براي سال بعد به آنان نيابت ندادند ؛ زيرا آنها را محرم دانستند « 2 » .
2 . در سال 1260 نيز چنين اختلافى پيش آمده است . محمّد ولى ميرزا در سفرنامهء حج خود ، در اين باره مىنويسد :
به جهت اينكه پيش پاشاى شام به شهادت دو عرب بدوي ثابت شد كه ماه از چهار شنبه است وحكم كرد كه پنج شنبه نهم است ، به خلاف قاضى وشريف كه عرفه را جمعه مىدانند ؛ ما هم از ترس آمديم به منا وشب را در آنجا نماز كرديم . بعد از سعى ودوندگى بسيار ، پانصد غازي به شريف وعده كرديم كه مرخّص كرد كه شب جمعه وروز جمعه را در عرفات بمانيم . جمعيت گذاشته مانديم . پانصد غازي به هزار زحمت مردم دادند « 3 » .
هامش
( 1 ) . البتة گاهى كشته شدن شيعيان در شهرهاى سنّيان علل ديگرى داشته است . دربارهء كشته شدن مولى زين العابدين وچگونگى آن ر ك : علل بر افتادن صفويان ، ص 365 - 363 .
( 2 ) . صفويه در عرصهء دين ، فرهنگ وسياست ، ج 3 ، ص 1083 - 1084 .
( 3 ) . سفرنامهء محمّد ولى ميرزا ، ص 245 ، چاپ شده در كتاب به سوى امّ القرى .