ترخص ، كه به هيچ روى موضوعيت ندارد وبراي سنجش مقدار خاصّى از مسافت از آن استفاده شده است .
8 . با اين مقدمات روشن شد كه روايات رؤيت هلال ، از روايات دستهء دوم آغاز اين مقاله محسوب مىشوند وهمان طور كه در آن موارد ، از جمله تشخيص حدّ ترخّص ، استفاده از ابزارى مثل دوربين وتلسكوپ به هيچ وجه معتبر نيست ، در رؤيت هلال نيز چنين است ، چون از اين جهت - يعنى به لحاظ در مقام تحديد بودن - هيچ فرقى بين آنها نيست .
9 . چنان كه گذشت ، از بررسى مجموع موارد مذكور ، اين مناط كلى به دست مىآيد كه اگر استفاده از يك حسّ - مانند رؤيت ، سمع - جنبهء ابزارى داشته باشد ، تحوّلات فنّاورى وتوسعه در آن ، به عنوان ابزار وطريق شرعي پذيرفته نيست ، واستفاده از اين ابزار با در مقام تحديد بودن سازگارى ندارد وچون رؤيت هلال نيز راهى براي علم به رؤيتپذيرى هلال است وخود موضوعيت ندارد ، بنابراين رؤيت با چشم مسلح ، معتبر نيست ، ونمىتواند دليل شروع ماه قمري باشد .
10 . عمده دليل عدم اعتبار رؤيت هلال با چشم مسلح ، همين است كه گذشت . براي توضيح بيشتر وتقريب به ذهن ، به عنوان تمثيل مىگوييم : براي ثبوت اوّل ماه ، رؤيت هلال ، وبراي تشخيص حدّ ترخّص رؤيت ديوارهاى شهر معيار است وواقع امر در هر دو مورد خالى از اين چهار فرض نيست :
الف ) فقط رؤيت با چشم غير مسلح ، موضوع حكم ومعتبر است ( وهو المطلوب والمختار ) ؛
ب ) هم رؤيت با چشم غير مسلح موضوع حكم ومعتبر است هم با چشم مسلح ؛
ج ) فقط رؤيت با چشم مسلح موضوع حكم ومعتبر است .
د ) تا قبل از اختراع وساختن دوربين وتلسكوپ ، موضوع حكم ومعتبر فقط رؤيت با چشم غير مسلح وپس از آن ، تنها رؤيت با چشم مسلح است .
روشن است كه فرض مقبول فقط صورت اوّل است وفرضهاى بعدى ممنوع است ، زيرا :
فرض دوم لازمهاش آن است كه حدّ ترخص هم مثلا يك فرسخ باشد ( در رؤيت با
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة مقدمه 104
مساهمون: رضا مختاري
صمقدمه ١٠٤