علاوة بر سمع وبصر ، هرگاه عضو ديگرى نيز وسيلهاى براي سنجش باشد هرگز مطلق آن مراد نيست ، والّا نقض غرض وبر خلاف در مقام تحديد بودن است . مثلا در بيان حدّ كر چند « شبر » ( وجب ) معمولى ومتعارف مراد است وهيچ فقيهى تفوه نكرده است كه « شبر » در روايت مطلق است وشامل همهء أنواع آن مىشود چه شبر خردسال ، چه بزرگسال ، چه بسيار كوچك وچه به طور خارقالعاده بزرگ ! وهمين طور موارد مشابه ديگر مانند حدّ شستن صورت در وضو .
با توجه به اين نكته ، سمع ورؤيت ومانند آن در دستهء دوم طريقيت دارند يعنى طريق ووسيله براي سنجش مقدار خاصّى هستند . از اين رو همان سمع ورؤيت متعارف زمان صدور روايت مورد نظر است واين دسته به هيچ وجه مطلق نيستند كه شامل هر نوع سمع ورؤيتي بشوند .
بر خلاف روايات دستهء اوّل ، كه رؤيت ، سمع ، نظر واستماع در آنها در مقام تحديد چيز ديگرى نيست وطريقيت ندارد بلكه موضوعيت دارد وبه مقتضاى صناعت فقهى مطلق است . مثلا : نظر به نامحرم ، چه با دوربين وتلسكوپ وچه با چشم عادى حرام است واز سوى ديگر شنيدن فضائل أمير المؤمنين عليه السلام چه از ابزار مثل راديو ، تلويزيون ، تلفن ، بىسيم ، بلندگو ، وچه بدون اينها ، همه استماع است ومطابق روايت مذكور فضيلت دارد . نيز در موارد ديگر مانند « من سمع رجلا ينادى يا للمسلمين » وشنيدن غنا ولهو فرقى بين شنيدن از ابزار مثل راديو وشنيدن بىابزار نيست ، چون در همهء اين موارد ؛ خود شنيدن وديدن موضوعيت دارد وطريق براي چيز ديگرى نيست ، لذا چيز ديگرى غير از شنيدن وديدن ، جانشين آن نمىشود ، بر خلاف روايات دستهء دوم كه طريقيت دارند وچون طريقيت دارند از هر راهى كه مقدار مورد نظر آن روايات احراز شود حكم مترتّب مىشود هر چند سمع ونظري در كار نباشد .
« رؤيت » در روايات رؤيت هلال
اكنون به رؤيت هلال مىپردازيم ، وآن را از اين جهت بررسى مىكنيم :
1 . هر چند موضوع احكام شرعي مثل روزهء ماه مبارك « شهر رمضان » است ولى شارع معيار شروع وپايان ماه را اهلّه ورؤيت آنها دانسته است . بنابراين مسلّما شروع وآغاز ماه