تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة مقدمه 100

مساهمون:

صمقدمه ١٠٠
مثلا از ديدن خانه‌هاى مكّه در وجوب قطع تلبيه ، يا شنيدن صداى اذان وديدن ديوارهاى شهر در حدّ ترخص ، به عنوان ابزار اندازه‌گيرى استفاده شده است . در حقيقت ديدن يا شنيدن در اين مورد تنها علامتي براي سنجش يك فاصله طولى مشخص است . ( مثلا يك فرسخ ) . « 1 » همچنين در روايات ديدن اثر نجس : « ترى أثرا فتغسله » ، « ترى دما » و « استبان من أثره شئ » مراد مطلق رؤيت يا مطلق استبانهء نجس نيست . بلكه مراد اندازهء خاص ووضع ومقدار خاصّى از انتقال اثر نجس است كه اگر با چشم متعارف وعادى قابل رؤيت باشد تطهير لباس واجب است والا نه ، ورؤيت موضوعيتى ندارد بلكه ابزارى براي سنجش خاصّى است . به عبارت ديگر ، در دستهء دوم رؤيت وسمع ومانند آنها در مقام تحديد ، وطريق است براي اثبات چيزى ديگر مانند مسافتى خاص ، يا كيفيتى خاص وبه تعبير فنّى طريقيت دارد نه موضوعيت . از اين رو هيچ ابزار ووسيلهء ديگرى مانند دوربين ، تلسكوپ ، بلندگو وميكروسكوپ جايگزين آن نمىشود ، چون لازمه وخاصيت تحديد مشخص ومعيّن بودن است واگر بنا باشد در تشخيص حدّ ترخّص مثلا هم رؤيت عادى معتبر باشد هم رؤيت با چشم مسلّح ، معنايش مشخص نبودن مسافت ومقدار حدّ ترخص است كه منافى با غرض شارع است ومعنى ندارد شارع چيزى را معيار تشخيص حدّ ترخص قرار دهد كه طبق يك فرد از آن معيار ( رؤيت عادى ) حد ترخّص مثلا يك فرسخ وطبق يك فرد ديگر از آن معيار ( رويت با چشم مسلح ) مثلا سه فرسخ باشد . در موارد مذكور از رؤيت وسمع به عنوان وسيله‌اى براي اندازه‌گيرى استفاده شده است . ودرست به همين دليل ، هيچ چيز جايگزين آن نمىشود ، نه تنها چشم مسلّح وشنيدن با ابزار ، بلكه حتى سمع ونظر خارق‌العاده خلاف متعارف - هر چند بدون ابزار - نيز جانشين سمع وبصر متعارف نمىشود ، همچنان كه صاحب عروه فرموده وهيچ‌يك از محشّين عروه بر آن حاشية نزده‌اند : المدار في عين الرائي وأذن السامع على المتوسّط في الرؤية والسماع . . . . فغير المتوسّط يرجع إليه ، كما أنّ الصوت الخارق في العلوّ يردّ إلى المعتاد المتوسّط . « 2 »
هامش
( 1 ) . ر ك : مقالهء « بررسى حكم شرعي رؤيت هلال با چشم مسلّح » ، عرضه شده به دومين سمينار تخصصى رؤيت هلال ، مهر ماه 1383 . ( 2 ) . العروة الوثقى ، ج 3 ، ص 464 ، مسأله 64 .