تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
اردبيلى ( ت‌ه - ) و رجال قهپايى - كه تا سال 1016 ه - حيات داشته - و رجال مامقانى ( ت‌ه - ) راه يافته‌است بيان داشتيم . همچنين ، برخى از رواياتى را كه شيخ طوسى در تفسير « تبيان » از روايات مكتب خلفا آورده و از تفسير تبيان به تفسير ابوالفتوح رازى ( ت‌ه - ) و از تفسير او به تفسير گازر ( ت‌ه - ) و از تفسير گازر به تفسير ملافتح‌الله كاشانى ( ت‌ه - ) راه يافته ، همه را بيان داشتيم . و ملامحّمد مهدى نراقى ( ت‌ه - ) صاحب كتاب « جامع‌السعادات » حديث جعلى مربوط به سيرهء رسول‌خدا ( ص ) را از كتاب « احياء علوم‌الدين » غزّالى برگرفته و پسرش‌ملّا احمد نراقى ( ت‌ه - ) آن را از جامع‌السعادات به « معراج السعاده ) منتقل كرده‌است . و ابن‌طاووس ( ت‌ه - ) در كتاب دعاى خود به نام « المُجْتَني مِن الادعيةِ المُجْتَبي » به روايتى اعتماد كرده كه در تاريخ ابن‌اثير ( ت‌ه - ) آمده و ابن‌اثير آن را از تاريخ طبرى ، و طبرى از « سيف‌بن عمرزنديق » روايت كرده‌است . و مجلسى بزرگ ( ت‌ه - ) در بحارالأنوار - ابواب سيرهء رسول‌خدا ( ص ) و مقتل امام‌على ( ع ) و وفات فاطمه ( ع ) - 264 صفحه آن را از كتاب « ابىالحسن البكرى » « 1 » ( متوفاى نيمه قرن سوم‌هجرى روايت كرده است . و شيخ حُرّعاملى صاحب وسائل‌الشيعه ، همان كتاب را به خط خود استنساخ نموده و به آخر كتاب شيخ حسين‌بن‌عبدالوهاب ملحق كرده‌است . « 2 »
هامش
( 1 ) . او احمدبن عبدالله بن‌محمّد از نوادگان خليفه اوّل ابىبكر است . ذهبى در شرح حالش گويد : « او سازندهء قصه‌هائى است كه هرگز وجود نداشته است » البته او غير از « ابى الحسن البكرى » محمدبن محمدبن عبدالرحمان ( متوفاى 954 ه - ) است كه شرح حالش در « الاعلام » زركلى ، ج 7 ص 285 ، آمده است . شرح حال احمدبن عبدالله در ميزان الاعتدال . شماره 440 ، لسان الميزان ، شماره 639 و الأعلام زركلى ، ج 1 ص 148 ، آمده است . ( 2 ) . نقش ائمه در احياى دين ، ج 7 ص 61 - 75 ، چاپ تهران ، 1404 ه - / 1363 ش .