بحث و نابسازى رسمى حوزوى قرارندادهاند . چنان كه روايات تاريخ اسلام به نحو عام ، و احاديث تفسير قرآن كريم و ادعيه و اخلاق نيز مورد نقد و بررسى قرار نگرفتهاست . همانگونه كه بيشتر احاديث اعمال مستحبى نقد و بررسى نشدهاست . عالمان شيعه در اين مباحث به روايات و راويانى اعتمادمىكنند كه در مباحث فقهى هرگز به آنها اعتماد نمىكنند ، بلكه آنها را ردّ و از اعتبار ساقط مىكنند ، و اگر از يكى از آنها بپرسى : « همه احاديثى را كه در اين بحث غيرفقهى آوردهاى نزد تو صحيح است ؟ » پاسخ مىدهد : « نه » و مىگويد : « اينها از مباحث احكام شرعى » نيست . اينها از ابواب معارف اسلام [ و مستحبات ] است و [ بيان ] اين موارد سهل و آسان است « 1 » از اين رو ، در مباحث تفسير و ادعيه و اخلاق و اعمال مستحبى ، از كسانى روايت مىكنند كه در ابواب فقهى از آنها روايت نمىكنند . در اين مباحث روايات بسيارى نيز از كتب مكتب خلفا مىآورند ، رواياتى كه خلاف واقع است و مورد نقد و ايراد قرارمىگيرد ؛ در حالى كه ناقد و اشكال كننده نمىداند كه نقد او متوجه روايات مكتب خلفاست نه روايات مكتب اهلالبيت ! به نمونهاى از آنها توجه فرمائيد :
گسترش روايات مكتب خلفا در كتب پيروان مكتب اهلالبيت ( ع )
ما در جزء هفتم كتاب « نقش ائمّهء دراحياى دين » يادآور شديم كه شيخ مفيد ( ته - ) در سيره و تاريخ رواياتى از احاديث مكتب خلفا را آورده كه راوى آن « سيفبنعمر زنديق » بودهاست .
ونيز ، برخى از رواياتى را كه شيخ طوسى ( ته - ) در رجال خويش در شرح حال « قعقاع » بدان اعتماد كرده و از رجال شيخ به رجال
هامش
( 1 ) . جمله : « تسامح در ادلّه سنن » نزد اهل علم مشهور و مقبول است . مترجم