بدينگونه ، بسيارى از روايات ضعيفِ كتب علماى مكتب اهلالبيت - كه باعث نقد و اشكال بسيار بر آنان شده - برگرفته از كتب پيروان مكتب خلفاست ، و تنها « ابواب فقهى » از اين درآميختگى مصون ماندهاست !
حال اين سؤال مطرح مىشود كه : « توجيه اين آقايان كه چنين روايات ضعيفى را در كتابهاى خود آوردهاند چيست ؟ چرا تنها ابواب فقهى را استثناء كردهاند ؟ پاسخ آنان اين است : « امانت علمى » .
امانت علمى نزد علماى مكتب اهلالبيت ( ع )
از آنجا كه علماى مكتب اهلالبيت در كتب خود به دنبال تدوين حديث صحيح نبودند - بدانگونه كه مؤلفان صحاح در مكتب خلفا ، بويژه در غيرابواب فقهى تاليف كردهاند - بلكه تنها به صدد جمع احاديث مناسب براى
هر موضوع بودند ؛ امانت علمى در نقل مطالب اقتضا مىكرد كه هر حديثى كه به آنها مىرسيد آن را در باب مربوط به آن جاى دهند .
و از توجه به صحت و عدم صحت حديث به نظر خود چشمپوشى مىكردند ، تا تمام احاديث يك موضوع به دست پژوهشگران آينده برسد . اگر چه برخى از آن احاديث به نظرشان ناپسند و ضعيف بود و با موازين نقد علمى سازگار نبود . آنان خود را در برابر خدا تنها مسئول نقد و بررسى احاديث مورد اعتماد خويش در استنباط احكام شرعى مىدانستند و بس .
بنابراين ، نقد و اشكالِ وارد بر آنان وقتى است كه در كتابهاى فقهى خود بر احاديثِ ضعيف اعتماد كردهباشند ، آرى ، اگر در كتابهائى امثال : « مُنتَقَيالجُمان » و « الدُّرُّ والمرجان فيالاحاديث الصِحاح والحِسان » و « النهجالوضاح فىالاحاديث الصحاح » و « صحيحكافى » حديث صغيفى آمدهباشد ، نقد و اشكال بر مؤلفِ آن وارد است .