تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
آنها را اجتهاد شخصى دانسته‌اند . حال آنكه ديگر مؤلَّفاتِ اين دو دانشمند بزرگ تا امروز در بين آنها مشهور و متداول است مانند كتاب « معالم‌الاصول » شيخ حسن مذكور كه از عصر مؤلف تاكنون كتاب درسى طُلّاب اصول فقه است و همه فقيهان در پايه‌ها و مراحل اصول خود آن را آموخته‌اند و چون چنين بوده ، مؤلف آن در بين عالمان ، به « صاحب‌معالم » مشهور شده‌است . با وجود اين ، مؤلّفات آنان در بحث : « صحيح و حَسَنِ » احاديث به فراموشى سپرده شده و شايد در بين عالمان مكتب اهل‌البيت كسانى باشند كه حتّى نام كتابهاى آنها را درباره « صحيح و حسنِ » احاديث نشنيده باشند ، چه رسد به اينكه محتواى آنها را به عنوان حديثِ « صحيح و حَسَن » بپذيرند !

ارزيابى احاديث كتب اربعه

مكتب اهل البيت بر خلاف مكتب خلفا كه همهء احاديثِ صحيح مسلم و صحيح بخارى را صحيح مىدانند ، تمام احاديث كتب اربعه ، يعنى : « كافى ، فقيه من لايحضره‌الفقيه ، استبصار و تهذيب » را صحيح نمىدانند . قديم‌ترين و نامىترين و مشهورترين كتاب از كتب اربعه ، كتاب « كافى » شيخ كلينى است كه محدثان مكتب اهل‌البيت از مجموع 16199 حديث آن 9485 حديث‌اش را ضعيف شمرده‌اند ! همان‌گونه كه « علّامه مجلسى » يكى از بزرگان علم حديث در كتاب « مرآةالعقول » به ارزيابى احاديث كافى پرداخته و به اصطلاح اهل حديث ، آنچه را « ضعيف » دانسته ، ضعيف شمرده ، و آنچه را « صحيح » دانسته ، صحيح ، و آنچه را « موثّق » ديده موثّق يا قوى ناميده‌است . اخيراً نيز يكى از پژوهشگران عصر ما كتاب « صحيح كافى » را تأليف كرده‌و از مجموع 16121 حديث آن 4428 حديث را صحيح دانسته و 11693 حديث ديگر را كه به نظر خود صحيح نديده ، رها كرده‌است « 1 » .
هامش
( 1 ) . صحيح كافى تاليف محمدباقر بهبودى ، چاپ بيروت 1401 هجرى قمرى ، ولى از آنجا كه مؤلّف در تاليف خود به اقوال منقول از كتاب رجال ابن‌غضائرى - معاصر نجاشى و شيخ طوسى - اعتماد كرده و علماى رجال و دراية الحديث وجود چنين كتابى از ابن‌غضائرى را انكار كرده‌اند ، اقدام او در حوزه‌هاى علميه مورد پذيرش قرار نگرفته‌است . مراجعه كنيد : الذريعه ، حرف ر ، رجال ابن‌الغضائرى ، ج 10 ص 87 - 89 . و حرف ت ، تفسيرالعسكرى ، ج 4 ص 288 - 291 . و معجم رجال‌الحديث ، ج 1 ص 102 ، فصل « التشكيك فى نسبة الرجال الى ابن الغضائرى » .