3 - بخشى از آن ، رواياتى است كه همان راوى مجهول ازمشايخ خود آورده است .
4 - همان راوى يا غير او براى اين تفسير مقدمهاى نوشته و در آن مختصرى از روايات منسوب به اميرالمؤمنين ( ع ) را درباره انواع آيات قرآن كريم آورده است . رواياتى كه صاحب تفسير منسوب به نعمانى نيز آنها را تفسير و تشريح كرده است .
5 - در ابتداى تفسير گويد : حدّثنى « ابوالفضل بنالعباس بن محمد بن القاسم بن . . . » « 1 »
صاحب كتاب « الذريعه » در معرّفى اين تفسير گويد :
« از آنجا كه اين تفسير « 2 » روايات ساير ائمه ( ع ) را در برنداشته ، شاگرد او و كسى كه اين تفسير را از وى روايت كرده - و نامش مىآيد - از پيش خود برخى روايات امام باقر ( ع ) را كه بر « ابىالجارود » املا كرده ، بر آن افزوده است . و نيز ، برخى روايات ديگر از ساير استادانش را ، كه مربوط به تفسير آيه و مناسب آن ديده ، در ذيل آيه آورده است . رواياتى كه در تفسير علىبن ابراهيم نبوده و او در ضمن روايات اين تفسير آنها را جاى داده است تا تفسيرش كامل و سودش شامل گردد . و اين دخل و تصرف او از اوايل سوره آل عمران
تا آخر قرآن ادامه يافته است . اين شاگرد همان كسى است كه اين تفسير به نام اوست و ما در همه نسخه هاى صحيحى كه ديدهايم چنين است » . « 3 »
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ص 27 .
( 2 ) . يعنى تفسير على بن ابراهيم قمّى .
( 3 ) . مراجعه كنيد : الذريعه ، ج 4 ص 302 - 303 معرفى تفسير قمّى .