مادرش از حمل و زادنش دچار دشوارى و كراهت شود . زنان دنيا آرزو دارند كه هريك دهها فرزند مانند حسين - كه سلام پروردگارم بر او باد - بزايند . چگونه ممكن است كه زهراى طاهره عفيفه از حمل و زادن حسين دچار دشوارى و كراهت شود و از شيردادنش سر باز زند ؟ ؟ »
t
اينها تخرّصات و دروغزنىهاى اين مؤلف ناصبى است . ما در پاسخش مىگوئيم :
« تو مىكوشى و مىكاوى تا روايات ضعيفى را كه گاهى در برخى كتب آمده پيداكنى . رواياتى كه علماى حديث و رجال به عدم اعتماد بر آنها تصريح كردهاند .
مانند كتابهايى كه نام آنها در ذيل مىآيد و ما در كتاب خود : « القرآنالكريم و رواياتالمَدرسَتَين » به تنقيح و تمييز آنها پرداختهايم :
اولًا - تفسير منسوب به على بن ابراهيم قمى :
اين تفسير حاوى چند بخش است :
1 - بخشى از آن ، رواياتى است كه از « على بن ابراهيم قمى » روايت شده و راوى آن مجهول است و در كتب رجال نامى از او نيافتيم .
2 - بخشى از آن ، رواياتى است كه همان راوى مجهول از تفسير « ابىالجارود » وارد اين تفسير كرده است . و ابوالجارود ، زيادبن مُنذر ، سرسلسله جاروديانِ زَيديه است كه آنها را « سرحوبيه » نيز ناميدهاند .
كَشّى ، رجال شناسى معروف ، گويد : « ابوالجارود كورچشم و كوردل بود . روايت لعن او از سوى امام صادق ( ع ) چنين است كه فرمود : « لعنت خدا بر او باد كه كوردل است و كورچشم » . « 1 »
هامش
( 1 ) . فهرست النديم ، ص 267 .