است كه از عمل به كلّ آنچه در آن آمده اجتناب كند و بر تمام آن اعتماد نكند و از رواياتش پيروى ننمايد » . « 1 » صاحب « الذريعه » گويد : « من نسخههاى متفاوتى از آن ديدهام كه :
اولًا - در سندِ افتتاحيهء آن اختلاف دارند .
ثانياً - در مقدار احاديث متفاوتند .
ثالثاً - بسيارى از احاديث روايت شده از « كتاب سُلَيم » كه در ديگر كتب قدما آمده ، در اين كتاب يافت نمىشود » . « 2 »
خاتمه
هنگامى كه به اين مرحله رسيدم متوجه شدم كه برخى از برادران ، از افاضل علما ، در پاسخ اين كتاب مؤلّفاتى را منتشر كردهاند « 3 » . چون مطالعه كردم آنها را كافى و وافى يافتم و تأليف جديد را لازم نديدم . لذا بحث را به پايان بردم و گفتم :
الحمدلله رب العالمين .
هامش
( 1 ) . تصحيح الأعتقاد ، ص 72 .
( 2 ) . الذريعه ، ج 2 ص 152 - 159 .
( 3 ) . مانند كتابِ « النَّفيس فى بيانِ رَدية الخَميس » ، تأليف الشيخ عبدالله الدَّشتى . و كتاب « نَبَراتٌ اجمالية الى كتاب لله ثُمَّ للتاريخ « از دكتر نجارزادگان كه از استادان فاضل حوزهء علميهء قم مىباشند .