پروردگارم باد . من به مولودى كه از فاطمه متولد شود و امتم پس از من او را بكشند ، نيازى ندارم » جبرئيل بالارفت و سپس فرودآمد و همان را تكراركرد [ و پيامبر نيز همان را كه : ] « اى جبرئيل ! درود بر پروردگارم باد . من به مولودى كه امتم پس از من او را بكشند نيازى ندارم » جبرئيل به آسمان رفت و سپس فرودآمد و گفت : « يا محمد ! پروردگارت به تو سلام مىرساند و بشارتت مىدهد كه او در ذريهء اين قتيل ، امامت و ولايت و وصايت را قرار مىدهد » فرمود : « من راضى شدم » سپس نزد فاطمه فرستاد كه « خداوند مرا به مولودى بشارت مىدهد كه از تو زاده مىشود و امتم پس از من او را مىكشند » و فاطمه پيام فرستاد كه « مرا به مولودى كه امّتت پس از تو او را مىكشند نيازى نيست » و پيامبر برايش پيام فرستاد كه « خداوند عزّوجلّ در ذريهاش امامت و ولايت و وصايت قرار داده است » و فاطمه پيام فرستاد كه « من راضى شدم » و با دشوارى به دو باردار شد و با دشوارى او را بزاد . و حسين از فاطمه و از هيچ زن ديگرى شير نخورد . او را نزد پيامبر ( ص ) مىآوردند و آنحضرت انگشت ابهامش را در دهانِ وى مىنهاد و او چنان مىمكيد كه براى دو يا سه روزش بسنده بود » .
و بعد اشكال كرده ، گويد :
نمىدانم آيا رسول خدا ( ص ) چيزى را كه خداوند به او بشارت داده بود رد مىكند ؟ و آيا زهرا سلام إله عليها چيزى را كه خداوند مقدّر فرموده و مايه بشارت او قرارداده ، آن را رد مىكند و مىگويد : « نيازى به او ندارم » ؟ آيا
در حال دشوارى و كراهت به حسين ، باردار شد و در حال دشوارى و كراهت او را بزاد ؟ و آيا از شيردادنش سر باز زد تا نزد پيامبرش بياورند و او با انگشت ابهام به گونهاى شيرش دهد كه براى دو يا سه روزش بسنده باشد ؟
سيد و مولاى ما حسين شهيد سلام الله عليه برتر و بزرگتر از آن است كه اين سخنان دربارهاش گفته شود . او اجلّ و اعظم از اين است كه
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٧٢