و در روايتى در مقاتلالطالبيين ص 27 ، على ( ع ) را چنين توصيف كردهاند :
« سبزهروى چهارشانه كه قدش به كوتاهى نزديكتر مىنمود ، شكمش ستبر ، انگشتانش ظريف ، ساعدهايش استوار ، ساقهايش باريك ، چشمانش نرم ، محاسنش پرپشت ، موى جلوى سرش ريخته و پيشانىاش بلند بود » .
و بعد گويد :
« اگر اوصاف اميرالمؤمنين - چنان كه مىگويند - اينچنين بود ، چگونه مىشد كه فاطمه ( س ) به او راضى شود ؟ ما به اين مقدار از نصوص ، براى پرهيز از اطاله كلام ، بسنده مىكنيم .
ابتدا بر آن بوديم كه نصوص وارد دربارهء هريك از ائمه ( ع ) را يادآور شويم ، ولى اكنون از رأى خود عدول كرديم و بر آن شديم كه براى هر يك از آنها به پنج روايت بسنده كنيم ، اما متوجه شديم كه اين كار نيز به درازا مىكشد ، چون ما پنج روايت را كه دربارهء پيامبر ( ص ) وارد شدهبود نقل كرديم و پنج روايت ديگر كه دربارهء اميرالمؤمنين سلام الله عليه رسيده بود و پنج روايت دربارهء فاطمه سلام الله عليها ، و همين روايات صفحات عديدهاى را انباشت ؛ لذا مىكوشيم تا روايات را مختصر بياوريم و موارد پنهان را مفصّل بيابيم » .
و در ص 24 گويد :
« كلينى در اصول كافى نقل كرده كه : جبرئيل بر محمّد ( ص ) نازل شد و گفت : « اى محمّد ! خداوند تو را به مولودى كه از فاطمه متولد مىشود بشارت مىدهد ، مولودى كه امتت پس از تو او را مىكُشند » پيامبر فرمود : « اى جبرئيل ! درود بر
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٧١