« زنان قريش به من گفتند كه او مردى است با شكم برجسته ، ساعدِ بلند ، استخوان دار ، موى جلو و روى سر ريخته و درشتچشم كه كتف او چون كتف شتر برجسته و چهرهاش خندان است »
و در مَقاتل الطالبيين گويد :
« پدرم روز جمعه مرا به مسجد برد و بلندم كرد تا « على » را كه بر فراز منبر خطبه مىخواند مشاهده كردم : پيرمردى موى جلوى سرريخته ، پيشانى بلند ، چهارشانه كه در چشمش اندكى نرمى بود » و بعد مىپرسد : « آيا اينها اوصاف اميرالمؤمنين ( ع ) است ؟ ؟ »
و ما در پاسخ مىگوئيم :
« تفسيرِ قمّى از تأليفات پيروان مكتب اهلالبيت ( ع ) ، و مقاتلالطالبيين از تأليفات پيروان مكتب خلفا است ؛ و توصيف هر دو كتاب شبيه هم ، و بديهى است كه زينت مرد نه در زيبائى صورت كه در كمال سيرت است » .
و باز در ص 22 و 23 گويد :
« كلينى در فروع كافى روايت كرده كه آنحضرت سلام اللّه عليها به ازدواج با على ( ع ) راضى نبود تا آنگاه كه پدرش نزد او رفت و او را گريان ديد و گفت : « براى چه مىگريى ؟ به خدا سوگند اگر در خانوادهام بهتر از او بود تو را به ازدواجش در نمىآوردم ؛ و من تو را به او تزويج نمىكنم بلكه خداوند تزويجت مىكند . و هنگامى كه پدرش - صلوات إله عليه - نزد او رفت و بُرَيدَه همراهِ پيامبر بود ، فاطمه ( س ) پدرش را كه ديد
چشمانش گريان شد . فرمود : دختركم چرا مىگريى ؟ گفت : « كمبود غذا ، گرفتارى بسيار و اندوه بىشمار ! »
و در روايت ديگرى در كشفالغُمَّه ج 1 ص 149 - 150 گفت : « به خدا سوگند اندوهم بسيار ، فقرم شديد و دردم طولانى است » .
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٧٠