و در سنن نسائى و الأموال ابوعبيد ، گويد : « و اين دوسهم در زمان خلافت ابوبكر و عمر همچنان به سلاح و مركب اختصاص داشت » . « 1 » و در روايت ابنعباس گويد : « سهم اللّه و سهم پيامبر ، يك سهم به حساب آمد و با سهم « ذىالقربى » به سلاح و مركب اختصاص داده شد و سهم يتيمان و مسكينان و ابنالسبيل به غير ايشان داده نشد » . « 2 » و در روايت ديگرى گويد : « هنگامى كه خداوند جان پيامبرش را گرفت ، ابوبكر سهم قرابت و خويشاوندى را به بيتالمال بازگردانيد و به مصرف امور جنگى رسانيد » . « 3 » قتادَهء در پاسخ به اين سئوال كه : « سهم ذىالقربى چه شد ؟ » گفت : « اين سهم راهِ روزى رسول خدا ( ص ) بود و چون وفات كرد ، ابوبكر و عمر آن را به مصرف جنگ اختصاص دادند » . « 4 » و شايد مراد « جُبَيْربنمُطعِم » نيز همين است كه گويد : « ابوبكر آنچه را كه رسول خدا ( ص ) به خويشاوندان خود مىداد ، به آنان نمىداد » . « 5 » و باز عثمان خميس در ص 23 كتابش گويد :
« بنگريد كه اميرالمؤمنين ( ع ) را از زبان فاطمه چگونه توصيف مىكنند : در تفسير قمى ، ج 2 ، ص 336 ، گويد :
هامش
( 1 ) . كتاب الخراج ، ص 24 - 25 . سنن نسائى ، ج 2 ص 179 . الأموال ابوعبيد ، ص 332 . تفسير طبرى ، ج 10 ص 6 . احكام القرآن جصّاص ، ج 3 ص 62 ، و سنن بيهقى ، ج 6 ص 342 - 343 .
( 2 ) . تفسير طبرى ، ج 10 ص 6 .
( 3 ) . همان ، و احكامالقرآن جصّاص ، ج 3 ص 60 باب قسمه الخمس كه گويد : « و قتاده همانند آن را از عكْرمه روايت كردهاست » .
( 4 ) . تفسير طبرى ، ج 10 ص 6 .
( 5 ) . سنن ابو داود ، باب بيان مواضعالخمس . سنن بيهقى ، ج 6 باب سهم ذوىالقربى . مسند احمد ، ج 4 ص 83 ، و مجمع الزوائد ، ج 5 ص 341 .