ابويوسف در كتاب « الخَراج » در شرح اين حديث گويد : « مردم زمان جاهليت هرگاه كسى درون چاهى مىافتاد ، آن چاه را خونبهاى او قرار مىدادند ؛ و هرگاه حيوانى كسى را مىكشت ، آن حيوان را خونبهايش قرار مىدادند ، و هرگاه معدنى بر كسى آوار مىشد ، آن معدن را به غرامتش مىدادند ، و چون از رسول خدا درباره آنها پرسيدند فرمود : « آسيب حيوان و ريزش معدن غرامت و خونبها ندارد ولى « رِكاز » خمس دارد » گفته شد يا رسول الله ! رِكاز چيست ؟ فرمود : « طلا و نقرهاى كه خدا از ابتداى خلقت در زمين آفريده است » . « 1 » و در مسند احمد از شعبى از جابر بن عبدالله ، گويد : « رسول خدا ( ص ) فرمود : « آسيب وارد از سائمه [ / حيوان اهلى ] هدر است ، آسيب وارد از چاه هدر است ، آسيب وارد از معدن هدر است ، و معدن طلا و نقره خمس دارد » . « 2 »
و باز در مسند احمد از عبادهً بن صامت ، گويد : « از جمله احكام رسول خدا ( ص ) آن بود كه : « آسيب وارد از معدن هدر است ، آسيب وارد از چاه هدر است ، و آسيب حيوان هدر است و معدن طلا و نقره خمس دارد » . « 3 »
هامش
( 1 ) . كتاب الخراج ، ص 26 . چاپ قاهره 1346 ه - ، ابو يوسف يعقوب بن ابراهيم انصارى ، در كوفه به سال 113 ه - به دنيا آمد و نزد ابوحنيفه آموزش ديد و اولين كسى بود كه بر مبناى رأى ابوحنيفه كتاب نوشت و در زمان مهدى و هادى و هارونالرشيد عباسى قاضى بغداد شد و در سال 182 ه - فوت كرد . او اين كتاب را براى خليفه زمان خود هارونالرشيد تصنيف كرد .
( 2 ) . مسند احمد ، ج 3 ص 335 و 336 و 353 - 356 . مجمعالزوائد ، ج 3 ص 78 ، و انساب سمعانى ، ص 336 .
( 3 ) . همان ، ج 5 ص 326 .