و مسكينان و
در راهماندگانِ فقيرِ خويشاوند پيامبر ؛ و اين يك پنجم را بر همه غنايم و دستاوردها تسرّى داد ، و آن را به غنايم جنگى منحصر نكرد ، و در مقابلِ « مِرْباعِ » عصر جاهلى ، « خمس » ش ناميد .
و چون مفهوم « زكات » - چنان كه گذشت - مساوى با « حق خدا » در اموال است ، در هر كجاى قرآن كه سخن از پرداخت زكات و ترغيب به آن است ، « 1 » اين سخن ترغيب به پرداخت « صدقات واجب » و « خمس واجبِ » يعنى تمامى دستاوردهاى مالى انسان است ، كه خداوند اين حق خود را در آيهء « صدقه » و آيهء « خمس » شرح داده است .
ب - خمس در سنّت رسول خدا ( ص ) :
رسول خدا ( ص ) فرمان داد تا خمس غنايم جنگى و خمس غير غنايم جنگى مانند معدن را جدا سازند ، چنان كه ابن عباس و ابوهريره و جابر و عُبادة بن صامت و أنس بن مالك ، آن را بدينگونه روايت كردهاند :
در مسند احمد و سنن ابن ماجَه از ابن عباس گويد : « رسول خدا ( ص ) براى معدن و طلا و نقره ، خمس قرار داد » . « 2 » و در صحيح مسلم ، صحيح بخارى ، سُنن ابوداود ، سُنن ترمِذى ، سُنن ابن ماجه ، مُوَطّاً مالك و مسند احمد از ابوهريره ، گويد : « رسول خدا ( ص ) فرمود : « آسيب عَجماء [ / حيوان رهاشده ] و آسيب معدن هدر است ، و « رِكاز » يعنى معدنِ طلا و نقره ، خمس دارد » و در برخى از روايات مسند احمد است كه : « ديهء بهيمه هدر است » « 3 »
هامش
( 1 ) . مراجعه كنيد : معجم المفهرس ، مادّه « زكات » كه بيش از سى آيه دربارهء آن آمده است .
( 2 ) . مسند احمد ، ج 1 ص 314 ، و سنن ابنماجه ، ص 839 .
( 3 ) . صحيح مسلم ، كتاب الحدود ، ج 5 ص 127 . صحيح بخارى ، ج 1 ص 182 ، و ج 2 ص 34 . سنن ابو داود ، ج 2 ص 254 و 70 . سنن ترمذى ، ج 3 ص 138 . سنن ابنماجه ، ص 803 . موطّأ مالك ، ج 1 ص 244 . مسند احمد ، ج 2 ص 228 و 239 و 254 و 274 و 285 و 319 و 382 و 386 و 406 و 411 و 415 و 454 و 456 و 467 و 475 و 482 و 493 و 495 و 499 و 501 و 507 ، والأموال ابوعبيد ، ص 336 .