و در لسانالعرب ، تهذيباللغه ، نهايةاللغه و معجم الفاظالقرآن گويند : « غنم ، دستيابى به غَنَم است كه پس از آن درباره هرگونه دستيابى از دشمن و غير دشمن به كار رفته است » .
« غُنْم ، دستيابى بدون مشقت به اشياء است » و هرگاه گفته شود : « غَنِمَ إلشَّيءَ ، يعنى به آن چيز دست يافته است ، و « اغتنام ، در انتظار غنيمت بودن است » . « 1 » و در سنن ابن ماجه روايت كند كه رسول خدا ( ص ) فرمود : « هنگام كنار گذاشتن زكات مال گفته شود :
« اللّهُمَّ اجعَلْها مَغنَماً وَ لا تَجْعَلْها مَغْرَماً » :
« خداوندا آن را غنيمت و دستاورد قرار بده ، نه مغرم و زيان » . « 2 » و در مسند احمد از رسول خدا روايت كند كه فرمود : « غنيمت و دستاوردِ مجالسِ ذكر ، بهشت است » « 3 » و درباره ماه رمضان فرمود : « آن ماه ، غنيمت مؤمن است » « 4 »
7 - خُمس :
خُمس در لغت به معناى : « گرفتن يك پنجم » است و اگر كسى بگويد : « خَمَسْتُ الَقومَ »
مرادش آن است كه يك پنجم اموال آنها را گرفته است .
امّا معناى شرعى آن ، براى درك اين معنى شايسته آن است كه ابتدا به عرف عرب جاهلى و شناخت نظام اجتماعى آنها در اين مورد خاص بپردازيم ، سپس به « تشريع اسلامى » بازگرديم و « خُمس » را در آن مورد بررسى قرار دهيم و بعد ، سرگذشت آن در جامعه اسلامى را مرور نمائيم :
هامش
( 1 ) . مراجعه كنيد : نهايه اللغه ، لسانالعرب ، تهذيب اللغه ، مقاييساللغه ، مادّه « غنم » و تفسير فخررازى ، ج 15 ص 166 .
( 2 ) . سنن ابنماجه ، كتاب الزكاة ، حديث 1797 .
( 3 ) . مسند احمد ، ج 2 ص 177 .
( 4 ) . مسند احمد ، ج 2 ص 330 و 374 و 524 . لفظ حديث بدين شكل است : هُوَ غَنْمٌ لِلمُؤمِنِ .