اين آيه و سوره حشر همگى ، درباره واقعه يهود « بنى نضير » نازل گرديد ، چون آنها پيمان خود با رسول خدا ( ص ) را نقض كردند و بر آن شدند تا آن حضرت را كه با دهنفر از يارانش به نزد آنها رفته بفريبند و با پرتاب صخرهاى او را بكشند كه خداوند به وسيله وحى از توطئه آنها آگاهش نمود و او با شتاب ، به گونهاى كه گويا نيازى دارد ، از آنجا بيرون شد و به مدينه رفت و چون كمى درنگ كرد ، يارانش به او پيوستند آنگاه پيامبر ( ص ) رسولى نزد آنها فرستاد و از مكرى كه كرده بودند آگاهشان نمود و فرمانشان داد تا از آنجا كوچ كنند كه نپذيرفتند و پانزده روز در قلعهء خود ماندند و سپس بيرون آمدند و پذيرفتند كه - به جز سلاح - هرچه را كه توانستند با شتران خود ببرند از آنِ ايشان باشد ، و آنها با ششصد شتر بيرون شده و به « خيبر » و ديگر مكانها رفتند و خداوند سلاحها و اراضى و نخلستانهاى بسيارى را كه برجاى نهاده بودند ، همه را براى رسول خدا ( ص ) قرار داد و عمرگفت : « آيا آنچه را كه به دست آوردهاى تخميس نمىكنى ؟ » يعنى : « آيا خمس آن را جدا نمىكنى تا بقيه را ميان مسلمانان تقسيم نمائى ؟ » كه رسول خدا ( ص ) فرمود : « چيزى را كه خداوند ، فقط ، براى من قرار داده و فرموده :
( ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ
. . . ) آن را همانند چيزى كه دو سهم آن براى مسلمانان است ، قرار نمىدهم » .
واقدى و ديگران گويند : « آن حضرت خرج خانوادهء خود را از اموال بنىنضير ، كه خالصهء او بود ، مىپرداخت و به هركه مىخواست مىبخشيد و هرچه را مىخواست نگه مىداشت و خادم خود ابورافع را كارگزار آن قرار داده بود » . « 1 »
هامش
( 1 ) . هرچه از داستان بنى نضير يادآور شديم ، از مغازى واقدى ، ص 363 - بود . همچنين مقريزى در امتاعالأسماع ، ص 178 - ، فشردهء آن را ذكر كردهاست ، و نيز مراجعه كنيد : تفسير آيه در تفسير طبرى ، و ابورافع غلامى قبطى از آنِ عبّاس ( عموى پيامبر ( ص ) ) بود كه آن را به پيامبر بخشيد و آنحضرت آزادش نمود و كنيز خود سَلمى را به عقد او درآورد . در مكه اسلام آورد و در احد و ما بعد آن حضور يافت و پسرش رافع كاتب امامعلى ( ع ) بود . ابورافع در زمان خلافت عثمان يا بعد از او وفات كرد . شرح حالش در اسدالغابه ( ج 1 ص 41 و 77 ) آمده است .