قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ )
يعنى : « جز اين نيست كه صدقات از آنِ فقيران و مسكينان و مأموران جمعآورى آن ، و دلجوئىشوندگان و آزادى بندگان و بدهكاران ، و راه خدا و در راهماندگان است ؛ فريضهاى است الهى و خداوند عليم و حكيم است » .
و خداوند سبحان در بيان حكم « زكات » به يك يا دو مورد بسنده نكرده ، بلكه در بيست و پنج مورد از قرآن ، آن را قرين « صلاة » قرار داده است ، « 1 » و هرگاه « زكات و صلاة » در كلام خدا و كلام رسول خدا قرين هم آمدهاند ، مقصود از آن مطلق حق خدا در مال است كه از جملهء آن جائى است كه نقدين ( / طلا و نقرهء مسكوك ) و انعام و غَلّات - يعنى صدقات
واجب - به حدّ نصاب برسند ، و ديگرى حق خدا در غنايم - يعنى خمس - و غير آنهاست .
و هرگاه « زكات » در كلام خدا و رسول قرين « خمس » آمده باشد ، مقصود از آن تنها صدقات واجب است ؛ همچنين هرگاه در كلام به يكى از اصناف صدقه اضافه شده باشد ، مانند : « زكاةُالغَنَم » يعنى : « زكات گوسفند » يا « زكات النَّقدَيْن » يعنى : « زكات طلا و نقره » ، مراد از آن نيز ، صدقات واجب است . و نيز ، كارگزار امر صدقات را در حديث و سيره « مُصدِّق » « 2 » يعنى : « عاملِ وصول كنندهء صدقه » ناميدهاند ، نه « مُزكِّي » يعنى : « عامل وصول كنندة زكات » ، و نيز ، صدقهپرداز را « مُتَصَدِّق » « 3 » نامند نه « مُزكِّي »
يا « مُتزَكِّي » ، و اين
هامش
( 1 ) . مراجعه كنيد : معجمالمفهرس مادّه « زكاةً »
( 2 ) . مراجعه كنيد : مفردات راغب ، نهايه اللغه و لسان العرب ، مادّه : « صدق » .
( 3 ) . خداوند متعال ( حديد / 18 ) مىفرمايد : ( انّالمصدّقين والمصدّقات ) يعنى : « مردان و زنان عامل بر وصول صدقات » و ( احزاب / 35 ) مىفرمايد : ( والمتصدقين والمتصدقات ) يعنى : « مردان صدقهدهنده و زنان صدقهدهنده » و نيز مراجعه كنيد : ابواب زكاهً در صحيح مسلم ، ج 3 ص 172 ، سنن ابو داود ، ج 1 ص 202 . سنن ترمذى ، ج 3 ص 172 . و بدانچه كه برخى متاخران مانند متقى هندى در كنزالعمال آورده توجه نمىشود .