و از اين روست كه مىبينيم معناى وجوب در زكات لحاظ شده و مراد از آن « حق خدا در مال » است ؛ چنان كه در صدقه نيز ، استحباب و دادن مال براى تقرب به خدا لحاظ شده است ؛ و گاهى نيز بخشش بر كسى كه صدقه مىگيرد ، مانند درخواست برادران يوسف كه به او گفتند : ( و تَصَدَّقْ علينا ) : « و بر ما ببخشاى » . « 1 » و چون « زكات » قرين و همراه « وجوب » يعنى ثبوت حق خدا در مال آمده ، به نظر ما انواع صدقات واجب و خمس واجب و ديگر موارد وجوب را كه خدا بر مال انسان قرار داده ، همه را شامل مىگردد ؛ و گواه آن ، نامهء رسول خدا ( ص ) به پادشاهان حِمير است كه فرموده :
( وَ آتيتم الزَّكاةَ مِنالمَغانِم ، خُمس الله و سَهْمالنَّبيّ و صَفيّه و ماكتَبَاللهُ عَلَي المؤمنينَ مِنَ الصَّدقةِ )
يعنى : « و زكات را بپردازيد ؛ خُمسِ خدا از غنايم ، و سهم پيامبر و خالصهء او و صدقاتى كه خدا براى مؤمنان واجب كرده است » . « 2 » زيرا ، لفظ « مِن » بعد از لفظ « زكات » براى بيان انواع زكات است كه عبارتند از :
الف - خُمسِ خدا از غنايم
ب - سهم پيامبر و خالصهء او
ج - صدقاتى كه خدا بر مؤمنان واجب كرده است ؛ يعنى : قسم واجب صدقه .
و بدينگونه ، صدقهء واجب قسمى از اقسام زكات قرار داده شد و خداوند مورد مصرف آن را در مواضع هشتگانه آيه 60 سوره توبه قرار داد و فرمود :
( إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ
هامش
( 1 ) . يوسف / 88 .
( 2 ) . فتوح البلدان ، 1 / 85 ؛ سيره ابن هشام 4 / 258 - 259 .