تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
وارد مىشود و از اين خواندن و نواختن احساس گناه مىكند و دختركان را مىراند و ام‌المؤمنين عايشه به آنها اشاره مىكند و آنان بيرون مىروند ! ب . فشرده روايات رقص و پايكوبى : در برخى از روايات آمده بود : « پيامبر ( ص ) عايشه را با رداى خود مىپوشانيد تا به رقص و نمايش حبشيان نظاره كند ه عمر سررسيد و احساس گناه كرد و آنها را براند . ولى پيامبر ( ص ) احساس گناه نكرد و به آنها فرمود : « اى حبشيان ادامه دهيد تا يهود و نصارى بدانند كه در دين ما گشايش است » . و در روايتى چنان بود كه : « عمر آمد و آنها دست كشيدند » . و در ديگرى : « عمر از راه رسيد و مردم پراكنده شدند و پيامبر ( ص ) فرمود : « مىبينم كه شياطين جن و أنس از عمر مىگريزند ! » . و در ديگرى از قول عايشه آمده‌بود : « پيامبر برخاست و به تماشاى آنها پرداخت و من از بالاى دوشش نظاره مىكردم » و در ديگرى گويد : « مرا پشت خود قرارداد و گونه‌ام بر گونه‌اش و در ديگرى گويد : « از بين كتف و سرآنحضرت تماشا مىكردم و او به من مىگفت : « عايشه ! سيرنشدى ؟ » و من مىگفتم « نه » تا جايگاهم را نزد او بدانم ! » .