فشرده روايات شركت پيامبر در محفل عروسى اى
كه عروس از زنان و مردان پذيرائى مى كرد :
در روايتى آمدهبود : « پيامبر ( ص ) بر بستر عروس نشست و دختركان آنها دف مىزدند و در وصف كشتههاى بدر ترانهمىخواندند ! »
و در ديگرى : « عروس ميهمانان را پذيرائى مىكرد و پيامبر ( ص ) را آبخرما نوشانيد ! » و در ديگرى : « رسول خدا ( ص ) به عايشه گفت : « اسباب طرب به همراه نداريد ؟ چون انصار از طرب خشنود مىشوند ! » و در روايتى چنين بود كه : « پيامبر ( ص ) به جمعى از دختركان انصار برخورد كه دف مىزدند و ترانه مىخواندند و بهآنها گفت : « خدا مىداند كه من شما را خيلى دوست دارم ! » .
نقد و بررسى روايات گذشته :
نمىدانم آيا رسول خدا ( ص ) مسجد خود را براى اقامه نماز و آموزش قرآن و نشر تعاليم اسلام و ادارهء امور مسلمين بنا كرده بود يا براى رقص و پايكوبى و نمايش ؟ !
و نفهميدم آيا « امالمؤمنين عايشه » از رسول خدا ( ص ) بلند قامتتر بوده تا بتواند گونهاش را بر گونه آنحضرت بنهد ، يا آنكه پيامبر ( ص ) در تمام آن مدت نيمى از بدن خود را خميده نگهداشته و اينپا و آنپا مىكردهاست ؟ !
چگونه مىگويد : « او دختركى نورسيده بوده ؟ » حال آنكه در « ارشادالسارى « 1 » » آمدهاست : « اين داستان پس از ورود هيئت نمايندگى حبشه اتفاق افتاده و ورود آن هيئت در سال هفتم هجرى بوده و عايشه در آن زمان 16 سال داشته و بالغ بودهاست » .
هامش
( 1 ) . ارشاد السّارى ، 8 / 118 .