همچنانكه با روايات ذيل نيز تناقض دارد :
1 . عايشه از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه فرمود : « خداوند كنيز ترانهخوان و مطرب ، و خريد و فروش و ثمناو را حرام فرموده است . و نيز تعليم او و گوشفرا دادن به آوازش را . »
2 . از قول « مجاهد » روايت شده كه گفت : « همراه ابنعمر بودم كه صداى طبلى را شنيده . او انگشتانش را در گوشش فرو كرد و روى خود را برگردانيد و سهبار تكرار كرد « 1 » آنگاه گفت : « رسول خدا ( ص ) چنين مىكرد » . « 2 » . از قول « ابوموسى اشعرى » مرفوعا « 3 » از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه فرمود : « هركس به آواز طربانگيز گوش فرا دهد به او اجازه داده نمىشود كه به صوت روحانيين گوش فرا دهد . گفته شد : « يارسولالله » روحانيون كيانند ؟ فرمود : قاريان اهل بهشت » « 4 » از قول امامعلى ( ع ) مرفوعاً ، از رسول خدا ( ص ) كه فرمود : « گروهى از امّتم مسخ و ميمون مىشوند ، و گروهى خوك و خنزير ، و عدّهاى به دلزمين فروروند ، و بخشى دچار بادهاى عقيم و نابارور شوند ، چون شرب خمر مىكنند و ابريشم مىپوشند و زنان مطرب را برمىگزينند و دف مىنوازند « 5 » .
هامش
( 1 ) . چون هر بار كه انگشت خويش را از گوش بيرون مىكرد . مىديد كه صداى طبل ادامه دارد . ناچار مجّدداً انگشت در گوش مىكرد ، و اين كار سه بار انجام شد تا بالاخره صداى طبل پايان گرفت .
( 2 ) . سنن ابنماجه ، ج 1 ص 613 . سنن ابوداود ، ج 4 ص 281 - 282 .
( 3 ) . يعنى بدون ذكر سندِ حديث .
( 4 ) . تفسير قرطبى ، ج 14 ص 54 .
( 5 ) . تفسير الدرّ المنشور ، ج 2 ص 324 . لفظ حديث بدين شكل است : بَعثَنى اللهُ رحمهً و هُدى للعالَمين و بَعَثَنى بِمَحْقِ - المَعازِفِ و المَزاميرِ و امرِ الجاهلية .