ثانياً . رواياتى كه مى گويد : رسولخدا ( ص ) در جشن عروسى شركت كرد ، جشنى كه عروس خود از زنان و مردان پذيرائى مىنمود :
1 . در صحيح بخارى از قول « ربيع دختر مُعَوِّذبنعَفراء » گويد : « پيامبر ( ص ) هنگامى كه من عروس شدم ، آمد و مانند تو در كنار من و بر بسترم نشست و دختركان ما به دف زدن پرداختند و به ياد پدرانم كه در « بدر » كشته شدهبودند ، سرود مىخواندند كه ناگهان يكى از آنها گفت : « در بين ما پيامبرى است كه مىداند فردا چه رخ مىدهد ! » پيامبر ( ص ) فرمود : « اين گفته را رها كن و آنچه را كه مىگفتى بگو » « 1 » .
2 . در صحيح بخارى از قول « سهل » گويد : ابواسَيدساعدى رسولخدا ( ص ) را به عروسىاش دعوت كرد و همسرش در حالى كه عروس بود پذيرائى هم مىكرد . سهل گويد : مىدانيد رسولخدا ( ص ) را چه نوشانيد ؟ مقدارى خرما را
قبل از آن شب براى آنحضرت در آب خيسانده بود و چون پيامبر غذا خورد آن را بديشان نوشانيد . « 2 » . در صحيح بخارى از قول « سهل » گويد : هنگامى كه ابواسَيدساعدى عروسى كرد ، رسولخدا ( ص ) و يارانش را دعوت نمود و كسى جز همسرش امّأسيد آنها را پذيرائى نمىكرد . او مقدارى خرما در ظرفى سنگى خيسانده بود و چون پيامبر ( ص ) از خوردن غذا فارغ شد ، آن را پروريد و به عنوان تحفه هديهكرد و به آن حضرت نوشانيد . « 3 »
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، ج 3 ص 167 ، كتاب النكاح و ج 3 ص 8 ، كتاب المغازى . طبقات ابنسعد ، ج 8 ص 328 . الإصابه ، ج 4 ص 293 . سنن ابنماجه ، ج 1 ص 611 . سنن ابوداود ، ج 4 ص 281 . فتحالبارى ، ج 11 ص 108 .
( 2 ) . صحيح بخارى ، ج 3 ص 170 و 171 و 215 . صحيح مسلم ، ج 3 ص 1590 .
( 3 ) . همان ، ج 3 ص 171 ، و نزديك به آن در سنن ابنماجه ، ج 1 ص 616 .