است .
بنابراين ، ممكن است دو كلمه « بنات الله » در اصل معنايى جز « مخلوقات آسمانى يا خارقالعاده » نداشته باشد . زيرا « الله » در اينجا به معناى « إله » است و به معناى « آن إله واحد بلند مرتبه » يعنى « الله » واقعى نيست . و چون كلمه « الله » يا « إله » جز براى دلالت بر « الله » حقيقى به كار نمىرفته است ، واجب است دو كلمه « بنات الله » را به گونهاى تفسير كنيم كه مقصود از آنها مخلوقاتى تقريباً مساوى « الله » حقيقى باشد . و اين به هيچ وجه با توحيد نمىسازد .
و ديدگاه كسانى كه مىگويند : قطع رابطه ميان محمد و مكيان نتيجهى نسخ « آيات شيطانى » و ردّ پيشنهادات آنها بوده است ، با نكته دوم اشاره شده در « رساله عروه » - كه گذشت - همانند است . يعنى با اين سخن كه مىگويد : قريشيان ثروتمند طائف به معارضهى فعال با محمد معتقد بودند ، همانند است . و در آنباره مىتوان تفسيرهاى گوناگون ارائه داد . و تفسير قريب به واقع آن است كه بگوييم : برخى از رهبران مكه به تجارت طائف بهاى ويژه مىدادند و توانسته بودند رونق تجارى طائف را در سيطره نفوذ مالى مكه قرار دهند . و شك نيست كه نپذيرفتن « معبدلات » به گونهاى سخت باعث مىشد تا بنيانهاى اقتصادى آنها تهديد گردد و خشم آنان بر عليه محمد را شعلهور سازد . »
همو در كتاب ديگرش : « محمد پيامبر و سياستمدار » گويد :
« عقيده به توجه در اذهان اهل مكه مبهم بود و آن را به صورتى تام مخالف شرك مىديدند . اين موضوع به شكلى واضح در « آيات شيطانى » آشكار شده است . زيرا ، در زمانى كه محمد منتظر وحى بود تا تشكيكات رؤساى مكه را بر طرف نمايد ، و از شدت مخالفتشان درمانده شده بود ، در چنين حالتى تنها دو يا سه آيه بر او وحى شد و اجازه شفاعت برخى از بتهاى معابد اطراف مكه را اعلام داشت . محمد پس از آن دريافت كه اين آيات از سوى خدا بر او وحى
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 429
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٤٢٩