نگيرد ، بهتر است » . « 1 »
عدهاى از روايات زمينهى اين تشريع را براى ما بيان داشته و گويد : « برخى از دعوت شدگان در شب عروسى « زينببنت جحش » زمانى دراز در مجلس باقى ماندند . همچنين برخى از مردان با دست خود دست زنان پيامبر را لمس كردند . و زنان پيامبر كه در شب براى قضاى حاجت بيرون مىرفتند مورد اهانت برخى از منافقان قرار مىگرفتند ، و منافقان در توجيه كار خود مىگفتند : « پنداشتهاند كه زنان پيامبر كنيزان هستند . »
و علت اصلى وجوب حجاب آن بود كه ، منزل محمد به سبب اهميت بسيار پيامبر ، اندك به مكان عامى تبديل شد و مردم پيوسته در محوطه آن كه به اطاقهاى زنان راه داشت اجتماع مىكردند ، و يكى از راههاى دستيابى به رضايت پيامبر را قانع كردن برخى از زنان او مىخواستند تا خواسته خود تقديم او نمايند . و پيامبر با دقت هرگونه ملاقات خاصى را كه بين زن و مردى نامحرم انجام مىشد زير نظر داشت ، و ناچار از حفظ و حمايت آن زنان بود تا از فضيحت دور بمانند . و داستان « حديث افك » كه نام « عايشه » را در مدينه بر سر زبانهاى بد انداخت ، حادثهاى بود كه پس از زمان كوتاهى از وجوب حجاب پديد آمد ، و اين حادثه نهايت نياز محمد به توجه و پرهيز را مىرساند . و از جمله شايعاتى كه منتشر شد تا عايشه را بدنام كند ، شايعهاى است كه مىگويد : او پيش از وجوب حجاب چندبار با جوانى كه وى را به مدينه بازگردانيد ، سخن گفته است .
هامش
( 1 ) - احزاب / 59 .