تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
يعنى رسول الله خيلى با كاهنان آنها فرق نمىكرد . و او خود را پيامبر نمىديده است تا تأثيرش بيش از تأثير كاهنان باشد و نتيجه آن اين مىشود كه آن اصلاحى را كه او از صميم قلب در پى آن بوده تحقق نيافته است . و بدين گونه ، ردّ پيشنهادات مكيان از سوى محمد به خاطر شرايط زمان ، كه به خاطر انگيزه‌هاى حقيقى دينى بود . و اين براى آن نبود كه - مثلًا - بدانها اعتماد نداشت ، يا آنكه چيزى از مقامات بلند خودش باقى نمىماند ، بلكه براى آن بود كه پذيرش آن بتها به سستى پايه‌هاى آن چيزى مىانجاميد كه از سوى خدايش مىدانست و هيچ شكى نيست كه وسيله وحى از آن آگاه شده بود . چنان كه ممكن است خود ا و پيش از نزول وحى خطاى خويش را دريافته باشد . و اگر اين موضوع را به صورتى مجرد بنگريم ، روشن مىشود كه در آن هنگام زمينه‌ى اندكى براى اعتراض به اينكه « لات » و بتهاى ديگى مخلوقاتى آسمانى هستند ، وجود داشته است . و اعتماد به وجود فرشتگان با توحيد در معارض نبوده است . و اين اختصاص به يهوديت و مسيحيت ندارد . بلكه در اسلام نيز اينچنين بوده است . با وجود اين ، دو عامل مانع پذيرش آن در مكه مىشده است : اول آنكه عبادت تنها در كعبه و با شرط طهارت بوده ، جايى كه پيش از آن بتهاى متعدد داشته و از نگاه مسلمانان در مسير توحيد سير مىكرده است . و اگر عبادتى همانند و همزمان در معبدهاى ديگر نيز انجام شود ، مردم حجاز چنان پندارند كه خدايانى همانند در آنها عبادت مىشوند . دوم آنكه دو كلمه « بنات الله » - يا دختران خدا - حتى اگر معناى لفظى آن را نيز ناديده بگيريم ، متضمن آثار و نتايج خطير و مهمى خواهد بود . توضيح آنكه : كلمه « بنات » يعنى دختران و كلماتى همانند آن در زبان عرب بيشتر معناى مجازى دارند . مانند « بنت الشفه » كه به معناى « كلمه » است و « بنت العين » كه به معناى « اشك چشم » است و « بنات الدهر » كه به معناى « مصيبتها »