تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
كه شنيدم يك نفر يهودى بر بلنداى قلعه يثرب پيوسته فرياد مىكشد و مىگفت : « اى گروه يهود ! تا آنگاه كه پيرامونش گرد آمدن و گفتند : واى بر تو ، چه شده ؟ گفت : در اين شب ستاره « احمد » كه با آن به دنيا آمده ، طلوع كرده است . » « 1 »

د - و نيز از حسّان‌بن ثابت :

گويد : « به خدا سوگند ! من هفت ساله و همراه پدرم در منزل بودم و آنچه مىديدم و مىشنيدم درك مىكردم كه ناگهان جوانى از خود ما به نام « ثابت‌بن ضحاك » وارد شد و گفت : « يكى از يهود بنىقريظه هم‌اكنون مىگفت : « بعثت پيامبر يكه با كتابى همچون كتاب ما [ / تورات ] مىآيد و شما را مانند « قوم عاد » مىكشد ، نزديك شده است . » حسان گويد : به خدا سوگند ! من خود در سحرگاه بر بلنداى برجى زيبا بودم كه صداى شنيدم . صداى كه هرگز رساتر از آن را نشنيده بودم ؛ ناگهان ديدم يك نفر يهودى بر بالاى برجى از برجهاى مدينه با مشعلى از آتش فرياد مىزدند ! مردم پيرامون او گرد آمدند و گفتند : واى بر تو چه شده ؟ اوگفت : « اين ستاره‌ى « احمد » است كه طلوع كرده ، اين كوكبى است كه جز به خاطر نبوت طلوع نمىكند ، و هيچ يك از انبيا جز « احمد » باقى نمانده‌اند . » گويد : مردم از گفتارش به خند افتادند و از اخبارش شگفت زده شدند . » « 2 » حسّان از معمّرين بود و يكصد و بيست سال عمر نمود : شصت سال در جاهليت و شصت سال در اسلام .

ه - در طبقات ابن‌سعد :

از « ابن‌عباس » روايت كند كه گفت : « يهوديان بنىقريظه و بنىنضير و فدك و خيبر صفات پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) و هجرت او به مدينه را پيش از بعثت مىدانستند . و
هامش
( 1 ) - دلائل النبوة ، ج 1 ص 75 . ( 2 ) - همان مدرك .