رسول الله : ما را از حال خودت آگاه كن . فرمود : دعاى ابراهيم و بشارت عيسى بود . مادرم هنگامى كه مرا باردار شد چنان ديد كه نورى از او برون شد و « بصرى » را برايش روشن و آشكار نمود . بصرى از سرزمين شام است . » « 1 »
ب - در تاريخ طبرى :
گويد : « آمنه دخت وهب » مادر رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) مىگفت : « هنگامى كه به رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) باردار شدم ، در خواب به من گفته شد : « تو به سيد اين امت باردار شدهاى . پس ، هرگاه به زمين رسيد بگو : « او را از شرّ حاسد در پناه خداى واحد قرار مىدهم . سپس نامش را « محمّد » بگذار . »
او هنگامى كه باردار شد چنان ديد كه نورى از وى برون آمد و كاخهاى « بصرى » در شام را با آن مشاهده كرد . و چون او را بزاد نزد جدّش « عبدالمطّلب » فرستاد كه پسرت به دنيا آمد ، بيا و او را ببينف و چون آمد و او ار ديد ، آمنه آنچه به هنگام باردارى ديده بود و آنچه دربارهى نوزاد و نامگذاريش به او گفته شده بود ، همه را براى « عبدالمطّلب » بيان داشت . »
« عثمانبن ابىالعاص » گويد : « مادرم به من گفت كه او ولادت رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) از آمنه دخت وهب را شاهد بوده و چيزى جز نور در آن خانه نديده تا به آن نظاره كند . او گفت : من مىديدم كه ستارهها نزديك مىشوند به گونهاى كه مىگفتم بر سرم فرود مىآيند . » « 2 »
ج - در دلائل النبوة :
ابونعيم با سند خود از « حسّانبن ثابت » روايت كند كه گفت : « به خدا سوگند من پر بچهاى مميز هفت يا هشت ساله بودم و آنچه مىشنيدم درك مىكردم ،
هامش
( 1 ) - مستدرك حاكم ، ج 2 ص 600 . گويد : اين حديث صحيح است ولى بخارى و مسلم را نياوردهاند . ذهبى نيز آن را صحيح شمرده است . طبقات ابنسعد ، ج 1 ص 149 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ص 157 156 ، چاپ قاهره .