تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
تا شمشير را ديد بر جان خود ترسيد و جامه از تن رها كرد و شرمگاهش بدون آلت مردانگى نمايان شد . على نزد رسول خدا بازگشت و به آن حضرت گزارش كرد و گفت : يا رسول الله ! آيا هنگامى كه يكى از ما را به كارى فرمان مىدهى و او غير آن را مىبيند ، مىتواند به شما مراجعه نمايد ؟ فرمود : آرى . پس ، آنچه از آن قبطى ديده بود بيان داشت . گويد : « ماريه » ابراهيم را به دنيا آرود و جبرئيل نزد رسول خداآمد و گفت : سلام بر تو اى اباابراهيم ! و پيامبر با اين سلام اطمينان پيدا كرد . » « 1 » و نيز ، از محمدبن عمر از عبدالله‌بن محمدبن عمر از پدرش از على همانند آن را روايت كرده است . جز آنكه گويد : « على به‌دنبال او رفت و او را ديد كه ظرفى بر سر نهاده و به‌دنبال آب گوارا براى ماريه است . پس شمشير كشيد و قصد وى كرد . قبطى كه چنين ديد ظرف آب را انداخت و از درختى بالا رفت و برهنه شد و نشان داد كه خنثى است . على شمشيرش را غلاف كرد و نزد رسول خدا بازگشت و پيامبر را از آن چه ديده بود آگاه نمود و آن حضرت فرمود : كار درستى كردى ، حاضر چيزى را مىبيند كه غايب نمىبيند . » اين « ماريه » كه - پيش از اين - داستان او را با « ام‌المومنين عايشه » در بحث از « حديث تحريم » آورديم كيست ؟ و آن قبطى كه نزد او مىآمد كه بود ؟ از عايشه روايت كرده‌اند كه گفت : « ماريه به رسول خدا هديه شد و پسر عمويش نيز با او بود . گويد : رسول خدا با او مباشرت كرد و وى باردار شد و پيامبر او را نزد پسر عمويش گذارد . گويد : اهل افك « 2 » و دروغ گفتند : به خاطر
هامش
( 1 ) - طبقات ابن‌سعد ، شرح حال ماريه ، ج 8 ص 214 ، با اين سند : اخبرنا محمدبن عمر ، حدثنا محمدبن عبدالله ، عن الزهرى ، عن انس‌بن مالك . . . تا آخر حديث . ( 2 ) - طبقات ابن سعد ، شرح حال ماريه ، ج 8 ص 214 ، با اين سند : اخبرنا محمدبن عمر ، حدثنا محمدبن عبدالله ، عن الزهرى ، عن انس بن مالك . . . تا آخر حديث .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 214 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى