اين بخشى از مناقشات و تحليل دانشمندان پيرامون احاديث روايت شده از « امّالمؤمنين عايشه » دربارهى « افك » بود كه ما بدان دست يافتيم .
نتيجه روشن اين بررسىهاى فراگير آن شد كه دانستيم اين روايات برخى از آن با برخى ديگر و با واقعيت تاريخى تناقض دارند . پس ، آن روايتى كه دربردارندهى شأن نزول آيات افك باشد كدام است ؟ اين چيزى است كه از روايات آينده براى ما روشن خواهد شد .
آيات افك در تبرئهى چه كس نازل گرديد ؟
مسلم در صحيح خود از « انس » روايت كند كه گفت : « مردى متهم به مباشرت با امّولد رسول خدا گرديد و پيامبر به على فرمود : « برو و گردنش را بزن . » على به سراغ او رفت و ديد كه در چاه آبى خود را خنك مىكند . به او گفت : بيرون بيا و دستش را گرفت و بيرونش كشيد و ديد خنثى است و آلت مردانگى ندارد . لذا رهايش كرد و نزد رسول خدا آمد و گفت : يا رسول الله ! او محبوب است و آلت مردانگى ندارد . » « 1 »
و ابن سعد در طبقات از « زهرى » از « انسبن مالك » روايت كند كه گفت : « امّابراهيم كنيز رسول خدا در مشربه و بالاخانه خود زندگى مىكرد و مردى قطبى نزد او مىآمد و برايش آب و هيزم مىآورد . مردم در اينباره گفتند : گورخرى با گورخرى مباشرت مىكند . اين سخن به رسول خدا دسيد و علىبن ابىطالب را بهدنبال آن قطبى فرستاد . على او را بالاى درخت خرما يافت و وى
هامش
( 1 ) - صحيح مسلم ، كتاب التوبه ، ج 4 ص 2139 ، كه سند آن بدينگونه است : حدثنى زهيربن حرب ، حدثنا عفان ، حدثنا حمادبن سلمه ، اخبرنا ثابت عن انس . . . تا اخر حديث .
مستدرك حاكم ، ج 4 ص 39 ، و تخليص مستدرك و گويد : اين حديث بر اساس شرط مسلم حديثى صحيح است . و نيز مراجعه كنيد : شرح حال « مابور » در اصابه و غير ان .