زينب سؤال كرد و او گفت : « من گوش و چشمم را مواظبت مىكنم » عايشه گويد : « و اين همان كسى بود كه در ميان زنان پيامبر بر من برترى مىجست » و علماى تاريخ يادآور شدهاند كه ازدواج رسول خدا با زينب در ماه ذىقعده سال پنجم بوده است . پس ، آنچه « موسىبن عقبه » گفته باطل شد ، و اشكال بر طرف نگرديد . و ابناسحاق گويد : « غزوهى مريسيع در سال ششم بود . » و حديث افك را در حوادث آنسال آورده است ، جز اينكه گويد : « زهرى از عبداللهبن عبداللهبن عتبه از عايشه روايت كند » و حديث را بدينگونه آورده كه گويد : « پس ايدبن حضير برخاست و گفت : « من شرّ او را از شما دور مىكنم » و از « سعدبن معاذ » ياد نكرده است . »
حافظ ابومحمد علىبن احمدبن سعيدبن حزم گويد : « در بازگشت مردم از غزوهى بنىالمصطلق بود كه اهل افك آن سخنان را گفتند و خداوند متعال در برائت عايشه آن آيات را نازل فرمود ، و از طرق صحيح براى ما روايت كردهاند كه « سعدبن معاذ » در بخشى از اين واقعه با « سعدبن عباده » گفتگو داشتهاند ، و اين به نظر ما وهم و اشتباه است . زيرا ، سعدبن معاذ بدون شك بعد از فتح « بنىقريظه » وفات كرد ، و فتح بنىقريظه در آخر ذىقعده سال چهارم هجرى بود ، و « غزوهى بنىالمصطلق » در شعبان سال ششم هجرى - پس از يك سال و هشت ماه از فوت او - بود ، و آن گفتگوى ميان آن دو مرد مذكور بيش از پنجاه روز بعد از بازگشتت از « غزوهى بنىالمصطلق » بوده است . »
و ابناسحاق از زهرى از عبيداللهبن عبدالله و غير او روايت كند كه ، گفتگوكننده با « سعدبن عباده » تنها « اسيدبن حضير » بوده است ؛ و اين صحيح است . و هيچيك از بنىآدم و از وهم و اشتباه مصون نباشد ، و خدا داناتر است . » « 1 »
هامش
( 1 ) - امتاع الاسماع ، ص 106 و 107 .