اجراى حد قذف بر قذفكنندگان ، « 1 » همه و همه اين داستانهاى دراز دامن ، چگونه است كه تنها يك راوى دارد و آن هم « امّالمؤمنين عايشه » است ؟ آيا خداوند دهان هزاران صحابى را بسته و مهر زده بود و هيچيك از آنها - جز او - نمىتوانست چيزى از آن را براى ما روايت نمايد ؟ ! !
اين بحث را با آنچه « مقريزى » در « امتاع الاسماع » گفته به پايان مىبريم . او گويد : « يك تنبيه ! دربارهى « غزوهى مريسيع » اختلاف است . واقدى - چنان كه گذشت - گويد اين غزوه در شعبان سال پنجم هجرى بوده ، و ابناسحاق آن را در شعبان سال ششم مىداند ، و گروهى قول او را صحيح دانستهاند . و اشكال آن اين است كه در صحيحين و ديگر كتب آمده است كه طرف گفتگوى « سعدبن عباده » ، « سعدبن معاذ » بوده است ، - چنان كه به هنگام خطبهى رسول خدا دربارهى اهل افك گذشت - و هيچ اختلافى نيست كه « سعدبن معاذ » بعد از « غزوهى بنىقريظه » وفات كرد كه آن پس « غزوهى خندق » بود كه بنابر قول صحيح در سال پنجم هجرى بود . و بعد ، حديث افك است كه احدى از علماى حديث ترديد ندارد كه آن در « غزوهى بنىالمصطلق » يعنى همين « غزوهى مريسيع » بوده است .
و مردم در پاسخ اين مشكل اختلاف كردهاند . موسىبن عقبه - در آنچه كه بخارى از وى حكايت كرده - گويد : « غزوهى مريسيع در سال چهارم هجرى بوده است » و اين بر خلاف نظر جمهور است . بعلاوه كه در حديث افك چيزى است كه گفته او نفى مىكند . زيرا عايشه گويد : « و اين بعد از نزول حكم حجاب بود » و اختلافى نيست كه حكم حجاب هنگامى نازل شد كه رسول خدا با زينب بنت جحش ازدواج نمود ، و در حديث افك گويد : « رسول خدا دربارهى عايشه از
هامش
( 1 ) - همهى آنچه را كه ما در اينجا آورديم در حديث روايتشده از « امّالمؤمنين » در كتب صحاح و سيره و مسانيد وارد شده و ما - پيش از اين - در بحث احاديث افك آنها را آورديم .