تيم را مورد خطاب قرار داده و مىگويد :
« اى آلتيم آيا جاهل خود را پيش از آنكه هدف سنگى سخت قرار گيرد ، نهى نمىكنيد ؟ »
تا آنجا كه گويد :
« اگر پيامبر نبود كه من تا درون قبر هرگز نافرمانىاش نكنم ، و اگر صاحب غار [ / ابوبكر ] كه من گرامىاش مىدارم و طلحةبن عبيدالله بخشنده نبودند [ پاسخش را آنگونه كه بايد مىدادم ] . »
آيا اين حسان كه از هجو و عيبجويى مردى از قبيلهى تيم بهخاطر گرامى داشت ابوبكر خويشتندارى مىكند ، بزرگترين بانوى خانوادهى ابوبكر را مورد قذف و تهمت قرار مىدهد ؟ علاوه بر آن ، چه چيز حسان را به اين قذف و تهمت فرامىخواند ؟ و چه بهرهاى از آن نصيب او مىگرديد ؟
« حمنه » چرا به قذف عايشه هلاك و نابود شد ؟ آيا بهخاطر خواهرش زينب كه گفت : « من گوش و چشم خود را محافظت مىكنم ؟ » اگر چنين بود چرا زينب خواهرش « حمنه » را از گمراهىاش بازنداشت ؟ شوهر حمنه « طلحةبن عبيدالله » پسر عموى عايشه را چه شده بود ؟ او چرا زوجهاش « حمنه » را از تهمت و قذف دختر عمويش « عايشه » بازنمىداشت ؟
و « مسطحبن اثاثه » نمكپروده نعمت ابوبكر را چه امر مهمى واداشته بود تا در حالى كه از عطاى وافر ابوبكر بهرهور بود ، با فروشندگان در تهمت و گناه همراهى نمايد و در گناه و تهمت فرورود ؟
سپس قذفكنندگان چه كسانى بودند ؟ آيا « ابنابى » بود كه در داستان درگيرى و نزاع بر سر « آبشخور مريسيع » آن گفت كه در مذمت و كوبيدنش « سورهى منافقون » نازل گرديد و داغ و ننگ « نفاق » را چنان بر پيشيانىاش نهاد كه تا هميشه تاريخ با هيچ آبى پاك نگردد ؟ ! آيا اين « ابنابى » كه در آن دوران به اين
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٠٨