« مغيره » با « امجميل » در مقابل مغيره شهادت دادند و « زيادبن ابيه » از شهادت سر باز زد و خليفه عمر دستور داد به هريك از آن سه نفر هشتاد ضربه تازيانه زدند و بهخاطر همين ، شهادتِ آنها بىاعتبار گرديد ؛ تا آنگاه كه « نافع و شبل » توبه كرد و پس از آن شهادتشان قبول شد ولى « ابوبكره » توبه نكرد و تا آخر عمر خود نمىتوانست دربارهى چيزى شهادت بدهد . « 1 »
و در رواياتى كه از امّالمؤمنين عايشه دربارهى داستان افك روايت كردهاند نيز ، آمده است كه عبداللهبن ابى و مسطحبن اثاثه و حسّانبن ثابت و حمنه بنت جحش ، تنها خبر افك را پخش كردند ، و در اين روايات بيش از اين نيامده است . بنابراين حد قذف بر آنان اثبات نگرديده تا رسول خدا آن را بر آنها جارى نمايد .
اين ، ديدگاه دانشمندان و مناقشات آنها پيرامون چيزى است كه از « امّالمؤمنين عايشه » دربارهى افك روايت شده است و ما - به اذن خداى متعال - بر آن افزوده و مىگوييم :
بازگشت به نقطهى آغازين دربارهى مسابقه و تيمم و افك
در روايات كتب صحاح و سنن و مسانيد دربارهى نزول آيه تيمم از « امّالمؤمنين عايشه » آمده است كه گفت : « پيامبر سپاهيانش را كه آبى به همراه نداشتند در بيابانى بدون آب فرود آورد تا گردنبند مفقود شدهى امّالمؤمنين عايشه را بجويند و بر همان حال وارد صبح شدند و ابوبكر نزد او آمد و بر تهيگاه او مىزد و مىگفت : « مسلمانان در هر سفرى به خاطر تو در رنج و بلا مىافتند . » و در همان حال رسول خدا سر خود را بر ران عايشه گذارده و به خواب رفته بود و عايشه به خاطر آن حضرت نمىتوانست حركتى بنمايد . »
هامش
( 1 ) - مراجعه كنيد : عبداللهبن سبا ، ج 1 ، داستان مغيرةبن شعبه .