از آن گويد : اسناد اين روايت صحيح است ولى اشكالِ آن اين است كه عايشه در حديث افك گويد : « صفوان گفت : به خدا سوگند من هرگز پرده از هيچ زنى برنگرفتهام . . . » سپس يادآور مىشود كه « بخارى » متوجه اين تنافى شده است و بدين خاطر حديث ابى داوود را تضعيف كرده تا حديث افك سالم بماند .
ب - بخارى در صحيح طيالسى در مسند و عبداللهبن احمد در مسند پدرش همگى از « مسروق » « 1 » از « امّرومان » روايت كردهاند ، در حالى كه مسروق امّرومان را درك نكرده است . زيرا ، امّرومان در سال چهارم يا پنجم يا ششم هجرى در مدينه فوت كرده و مسروق تازه در سال اول هجرى در يمن زاده شده و پس از وفات رسول خدا از يمن به مدينه آمده است . « 2 »
شيبانى در جمع ميان رجالِ صحيحين [ / بخارى و مسلم ] گويد :
« اشكال وارد بر بخارى آن است كه حديث « مسروق » از « امّرومان » را در صحيح خود آورده است . زيرا ، شكّى نيست كه « امّرومان » در زمان پيامبر و هنگامى كه « مسروق » هنوز به دنيا نيامده بود ، فوت كرده است . و اين حديثى واحد است . » « 3 »
و ابنعبدالبر گويد : « روايت مسروق از امّرومان « مرسله » است و شايد آن را از
هامش
( 1 ) - مسروقبن اجداع اجدع از بينهمدان است كه در كوفه سكنا گزيدند . هنگامى كه مسروق يا پدرش وارد بر خليفه عمر شدند او نام پدرش اجدع را تغيير داد و او را عبدالرحمان ناميد . شرح حال او در طبقات ، ج 6 ص 84 76 ، تهذيب ج 10 ص 111 109 و خلاصه ص 319 مىباشد . شرح حال امّرومان نيز در اصابه موجود است .
( 2 ) - صحيح بخارى ، ج 3 ص 28 و 112 ، در باب حديث افك ، مسند طيالسى ، ص 231 و 232 ؛ مسند احمد ، ج 6 ص 367 ، كه سياق روايت بخارى با سند خودش تا ابىوائل چنين است : « حدثنى مسروقبن الأجدع قال : حدّثنى امّرومان و هى امّعايشه قالت . . . »
( 3 ) - الجمع بين رجال الصحيحين ، محمدبن طاهر مقدسى ، ج 2 ص 516 و 517