روايت ابنهشام آمده صحيح است و آنچه در صحيح بخارى و مسلم آمده اشتباه در نام و وهم است .
مىگويم : اين جواب كافى نيست . زيرا ، نام « اسيدبن حضير » در روايت هر دو صحيح پس از نام « سعدبن معاذ » آمده و هريك از آن دو در آن داستان موضع و جايگاه خود را دارند و اين عبارت هر دو صحيح است كه گويد : « 1 »
« پس سعد [ بن معاذ ] برادر بنىعبدالاشهل برخاست و گفت : يا رسول الله ! من شرّ او را از شما دور مىكنم . او اگر از قبيله اوس باشد گردنش را مىزنيم و اگر از برادران خزرجى ما باشد . شما فرمان مىدهيد و ما اجرا مىكنيم . . . پس « سعدبن عباده » برخاست و به او گفت : به خدا سوگند دروغ گفتى ، تو او را نمىكشى . . . سپس « اسيدبن حضير » پسر عموى سعد برخاست و به « سعدبن عباده » گفت : به خدا سوگند دروغ گفتى ما او را مىكشيم و تو منافقى و از منافقان دفاع مىكنى . . . » تا آخر حديث .
پس ، در روايت صحيحين پيشنهاد كشتن قذفكنندگان به « سعدبن معاذ » نسبت داده شده و حمله به « سعدبن عباده » در دفاع از « سعدبن معاذ » به « اسيدبن حضير » كه با صراحت نام و نسبت او با سعدبن معاذ را نيز بيان داشته است . آنچه نظر ما را تأييد مىكند كه راويان صحاح نه اشتباه كرده و نه دچار تو هم شدهاند اين است كه ، آنها چون متوجه تنافى ميان فوت « سعدبن معاذ » پيش از « غزوهى بنىالمصطلق » . حضور او در اين موضع شدهاند ، در ابتداى حديث نام آن غزوه را نياوردهاند و تنها گفتهاند : « در غزوهاى كه انجام داد » در حالى كه در سيره ابنهشام چون نام « سعدبن معاذ » در روايتشان نيامده ، نام آن غزوه را با صراحت بيان داشته و گفتهاند : « هنگامى كه غزوهى بنىالمصطلق بود بين زنانش قرعه كشيد
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى ، ج 3 ص 27 .