تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ . . .
« كسانى كه دوست دارند تهمت و زشتى درباره‌ى مؤمنان شايع شود ، براى آنها عذاب دردناكى مهياست . . . » و نيز ، اتهامى كه بر برخى وارد كردند و نسبت فحشا و زشتى كه به آنها دادند ، از حدود اراجيف و بيهوده گويى فراتر نرفته بود و به مرز شهادتى كه موجب حد قذف مىشود ، نرسيده بود . و به نظر ما ، آن زن و مردى كه مورد تهمت قرار گرفتند به‌ناچار نبايد از خانواده‌هاى عربى باشند تا عشيره و خويشاوندشان را به حمايت از آنها برانگيزاند . آنها از افراد گمنام و بريده از قبيله و عشيره‌اى بودند كه ياورى جز خدا و رسول نداشتند . اما تهمت‌زنندگان در آن زمان مسلماً بايد گروهى قومى و نيرومند بوده باشند ، و هنگامى كه آيات « افك » نازل شد ، روح عصبيت آنها فروكش كرد و دردمندانه زبان در كام كشيدند و رسول خدا و بستگان آن حضرت نيز از آنها چشم‌پوشى كردند . اين گروه و « عصبه » بايد بعد از پيامبر نيز ، همچنان قوى و نيرومند باقى مانده و بر بلنداى جامعه‌ى اسلامى صعود كرده و داراى مهابت و قدرت ويژه‌اى بوده باشند كه محدّثان و مورّخان آنها تا توانستند كوشيدند كه نشانه‌هاى اين واقعه را مخفى و مستور نگاه دارند . ولى به هر حال ، بخشى از آن كه راه ما را روشن كند ، از زواياى كتب حديث و سيره به ما رسيد و اين همان است كه ما - ان شاء الله تعالى - به‌زودى پس از بررسى اخبار افك آن را مورد بررسى قرار مىدهيم .

ب - داستان افك در حديث

آنچه از « ام‌ّالمؤمنين عايشه » درباره‌ى داستان افك روايت شده است : در كتاب‌هاى صحيح حديثى از « ام‌ّالمؤمنين عايشه » روايت كرده‌اند كه گفته است : رسول خدا با « اسامةبن زيد » مشورت كرد . در حالى كه اسامه در سال پنجم و ششم هجرى پسركى اندك‌سال بوده كه هنوز به سن بلوغ نرسيده بود . زيرا او