تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
و . . . » تا آخر حديث . و شايد « زهرى » پيش از همه اينها متوجه بخشى از تباين و تنافى موجود در حديث افكِ روايت‌شده از « ام‌ّالمؤمنين عايشه » شده بود كه آن را همان‌گونه كه بوده نياورده است ، بلكه بخشى را با بخشى ديگر ضميمه و تركيب نموده و سپس گفته است : « برخى از راويان ، حديث او [ / عايشه ] را بهتر از برخى حفظ كرده‌اند . » « 1 » در اين سخن آشكارا به اختلاف احاديثى كه او بخشى از آن را با بخشى ديگر ضميمه و تركيب نموده ، اشاره شده است ، و اگر اين نصرف و تركيب او نبود ، ما امروز مىتوانستيم اين احاديث را با يكديگر مقايسه نموده و واقعيت تاريخى را بيش از اين دريابيم . د - خبر حدّ قذف : در حديث ام‌ّالمؤمنين عايشه در ذيل داستان افك آمده است كه گفت : « هنگامى كه بىگناهىام نازل شد ، رسول خدا بر منبر رفت و آن را بيان داشت و آياتش را تلاوت نمود و چون فرود آمد فرمان داد تا آن دو مرد و يك زن را حد زدند . » « 2 » و در روايت « ابن‌هشام » از عايشه گويد : « سپس به‌سوى مردم رفت و با آنها سخن گفت و آيات قرآنى را كه در اين‌باره بر او نازل شده بود تلاوت نمود . و بعد از آن فرمان داد تا مسطح‌بن اثاثه و حسّان‌بن ثابت و حمنه بنت جحش را - كه با صراحت زشتى را بر زبان مىآوردند - حد زدند . » « 3 »
هامش
( 1 ) - اين سخن زهرى در سند هر دو صحيح در داستان افك موجود است ، و نيز در سند ابن‌هشام و ديگر مورّخان پس از او . ( 2 ) - سنن ابىداوود ، باب حدّ القذف ، ج 2 ص 237 ؛ سنن ابن‌ماجه ، ص 857 ح 2567 ؛ مسند احمد ، ج 6 ص 35 ؛ سنن ترمذى ، ج 2 ص 389 . ( 3 ) - سيره‌ى ابن‌هشام ، ج 3 ص 342 ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 ص 70 ؛ تاريخ ابن‌كثير ، ج 3 ص 162 ؛ تاريخ ابن‌اثير ج 2 ص 75 . كسانى كه حد خوردن حسان و مسطح و حمنه را روايت كرده‌اند ، همگى به اين حديث استناد مىكنند .