تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
مستقيم و رو در رو سرزنش نمىكرد فرمود : « حسّان را نزد من بطلبيد » حسان را خواستند و چون حارث را ديد بدين‌گونه مورد سرزنشش قرار داد :
يا حار من يغدر بذمّة جاره * منكم فإنّ محمداً لم يغدر إن تغدروا فالغدر منكم شيمةٌ * و الغدر ينبت فى أصول السخبر
« اى حارث ! هر كس از شما به امان و پيمان پناهنده‌اش خيانت كند بداند كه « محمد » هرگز خيانت نخواهد كرد اگر خيانت كرديد براى آن است كه خيانت در سرشت شما نهادينه شده ، و خيانت از بن و ريشه درخت « سخبر » مىرويد . » حارث گفت : اى محمد ! او را از بدگويى به من بازدار كه من ديه‌ى اين پيمان‌شكنى را به تو پرداخت مىكنم ، و هفتاد شتر آبستن تحويل داد . زيرا ديه‌ى پيمان‌شكنى اين‌چنين بود ، و گفت : اى محمد ! من از شرّ او [ / حسان ] به تو پناه مىبرم كه اگر دريا به شعر او آميخته گردد رنگش دگرگون شود . « 1 » و در شرح حال « مسافع‌بن عياض قريشى تيمى » پسردايى ابوبكر آمده است كه ، مسافع شاعر بود و « حسان‌بن ثابت » را هجو كرد و حسان درباره‌ى او گفت :
يا آل‌تيم الا تنهون جاهلكم * قبل القذاف بصم كالجلاميد منهنهوه فانى غير تارككم * ان عاد ما اهتز ماء فى ثرى عود لو كنت من هاشمٍ أو من بنى أسد * أو عبدشمس أو اصحاب اللوا الصيد
هامش
( 1 ) - اغانى ، چاپ‌ساسى ، ج 4 ص 11 ، و شرح حال حارث در اسدالغابه ، ج 1 ص 342 - 343
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 171 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى