تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
رسول خدا در مسجد براى او منبرى قرار مىداد تا روى آن بايستد و از پيامبر دفاع و مباهات نمايد و آن حضرت به وى مىفرمود : خداوند حسّان را تا زمانى كه از رسول خدا دفاع كند ، با « روح المقدس » تأييد مىنمايد . و روايت شده ، برخى مشركان قريش كه رسول خدا را هجو و مذمت مىكردند ، سفيان‌بن حارث‌بن عبدالمطلب و عبدالله‌بن زبعرى و عمروبن عاص و ضراربن‌خطاب بودند ، شخصى به علىبن ابىطالب گفت : اين كسانى را كه هجومان مىكنند و دشناممان مىدهند ، هجو كن و دشنام بده ، او گفت : اگر رسول خدا اجازه فرمايد چنين كنم ، و پيامبر فرمود : آنچه مورد نظر است نزد علىوجود ندارد . سپس فرمود : چه مانع مىشوند تا آنها كه رسول خدا را با شمشيرهايشان يارى كردند ، او را با زبانشان نيز يارى نمايند ؟ حسّان گفت : به خدا سوگند از بصرى [ / شام ] تا صنعاء [ / يمن ] هيچ گفته‌اى را بىپاسخ نگذارم . رسول خدا به او فرمود : چگونه هجومشان مىكنى در حالى كه من از ايشانم ؟ و چگونه ابوسفيان را كه پسر عموى من است هجو مىكنى ؟ حسّان گفت : يا رسول الله ! همان‌گونه كه مو را از خمير جدا كرده و بيرون مىكشيد ، شما را از آنها جدا مىسازم . « 1 » رسول خدا به او فرمود : اين كار توست ، نزد ابىبكر برو تا تو را از عيوب آنها آگاه نمايد . سپس هجوشان نما كه جبرئيل با توست ، و حسان در پاسخ ابىسفيان چنين سرود :
ألا أبلغ أباسفيان عنى * مغلغلة فقد برح الخفاء هجوت محمداً فأجبت عنه * و عند الله فى ذاك الجزاء أتهجوه و لست له بندّ * فشرّكما لخيركما الفداء
هامش
( 1 ) - مراجعه كنيد : اسدالغابه ، شرح حال حسّان‌بن ثابت .