أو من بنىنوفل أو ولد مطّلب * لله درك لم تهجم بتهديد
أو من بنىزهرة الأبطال قد عرفوا * أو فى الذؤابة من تيم إذا انتسبوا
أو من بنى جمع الحضر الجلاعيد * او من بنى الحارث البيض الاماجيد
لو لا الرسول و انى لست عاصيه * حتى يغيبنى فى الرمس ملحودى
و صاحب الغار إنى سوف احفظه * و طلحةبن عبيدالله ذوالجود
« اى آل تيم ! آيا اين نادانتان را ، پيش از آنكه با سنگ سخت سنگباران شود ، بازنمىداريد ؟ !
او را بازداريد كه من شما را رها نسازم ، و اگر دوباره از سرگيرد ، ديگر آبى در ريشه درخت جريان نبايد [ / آبرويى براى كسى نماند . ]
اگر من از نسل « هاشم » يا از « بنىاسد » يا « عبدشمس » يا از اصحاب پرچمدار صيد [ / حمزه ] ،
يا از « بنىنويل » يا فرزندان « مطّلب » بودم ، خدا خيرث دهد بر من نمىتاختى و تهديدم نمىكردى .
يا اگر از « بنىزهره » آن قهرمانان شناخته شده يا از « بنىجمع » بودم ، يا در رديف « شريفان تيم » يا از « بنىحارث » و الامقام بودم [ با من چنين نمىكردى ] .
اگر پيامبر نبود كه من هرگز تا درون گور خود ، نافرمانىاش نكنم ،
و اگر يار غار [ / ابوبكر ] كه پايش مىدارم و « طلحةبن عبيدالله »