تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
اسلام از آن نهى كرده است ، بدين‌خاطر شعر من زيبا نگردد . « 1 » و نيز ، از هشام از پدرش روايت كند كه ، رسول خدا كسانى را كه به عايشه تهمت زدند : حسان‌بن ثابت ، مسطح‌بن اثاثه و حمنه بنت جحش را ، هشتاد هشتاد تازيانه زد [ يعنى دو حد بر آنها جارى نمود ] ، و حسّان در نظر برخى ، از كسانى بود كه غرق در افك و تهمت شده بود ، و برخى ديگر اين را انكار كرده‌اند . و نيز گويد : گفته‌اند : « عايشه » همراه با مادر « حكيم‌بن خالدبن عاص » و مادر حكيم ، دختر « عبدالله‌بن ابىربيعه » در حال طواف بودند كه آن دو از « حسّان‌بن ثابت » ياد كردند و او را ناسزا گفتند . عايشه گفت : من اميدوارم خداوند به‌خاطر دفاع زبانىاش از رسول خدا ، او را وارد بهشت گرداند ، آيا او گوينده اين نيست :
فانّ ابى و والده و عرضى * لعرض محمد منكم وقاء ؟
« پدرم و پدر پدرم و اعتبار و آبرويم همه ، سنگر و سپر عرض و آبروى محمد در برابر شما خواهد بود . » و او را از اينكه بر وى تهمت زده باشد ، تبرئه كرد . آن دو گفتند : آيا او درباره‌ى تو چيزى نگفته است ؟ عايشه گفت : او چيزى نگفته است ولى اين سخن را او سروده است :
حصان رزان ما تزن بريبة * و تصبح غرثى من لحوم الغوافل فان كان ما قد قيل عنّى قلته * فلا رفعت سوطى الى اناملى
« عفيف است و باوقار و از هر اتهامى به دور مىباشد ، تكيده و باريك‌اندام شده و از گوشت بىخبران در او اثرى نباشد . اگر آنچه از قول من گفته شده ، من آنها را گفته باشم ،
هامش
( 1 ) - همان ، ج 2 ص 5 و 6 .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 174 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى